تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 662

مساهمون:

ص٦٦٢
( 37739 - 37738 )

فرموده است : من أمامه .

امام ( ع ) متذكّر مىشود : چنين كسى تقصير وگناه از پيش روى أو در مىآيد ، زيرا كمالاتى را كه أو بر حسب درك خود در پى آنهاست به سبب نقصان تجربه ونارسايى انديشه وناآگاهى به آنها دست نمىيابد ، اين ناكامى أو در رسيدن به مقصود ، وتكاپوى أو در اين راه به در آمدن گناه وتقصير از پيش روى أو تشبيه وتعبير شده است . ( 37747 - 37740 )

فرموده است : حتّى يعرف ما أنكر وينكر ما عرف .

اين بيان به آثار ونتايجى اشاره دارد كه نارسايى وناآگاهى أو به بار مىآورد ، وآن عبارت از درهم ريختگى فكر ، وصدور حكم ، بدون داشتن بينش لازم مىباشد ، گاهى مىپندارد چيزى را كه انكار كرده ونمىشناسد كاملا به حقيقت آن دانا وآگاه است ، وزماني ديگر آنچه را مىشناخته وحكم به صحّت آن داده بر اثر خيالي كه در أو پديد آمده انكار مىكند . ( 37768 - 37748 ) سپس أمير مؤمنان ( ع ) مردم را به دو دسته تقسيم مىكند ، دسته‌اى كه پيرو شريعتند ، شرعة يعنى راه وروش ، ومراد از آن راه دين است ودسته ديگر بدعتگذارند ، اين دسته براي آنچه از پيش خود پديد آورده‌اند ، هيچ گونه دليل قابل اعتمادي از كتاب خدا وسنّت ندارند ، وهيچ پرتوى از برهان كه بتواند در ظلمات جهل راهنما ورهگشا باشد به همراه آنها نيست ، تقسيم مردم به اين دو دسته براي اين است كه شنوندگان به گروهى كه برترى دارند بپيوندند . ( 37797 - 37769 )

فرموده است : إنّ اللّه سبحانه لم يعظ أحدا بمثل هذا القران .

اين سخن بازگشت به بيان فضايل قرآن است ، ودر اين باره واژه‌هايى استعاره فرموده است : 1 - واژه حبل ( ريسمان ) است كه با صفت متين ( استوار ) آن را ترشيح داده است ، مناسبت اين استعاره را ما بارها گفته‌ايم . 2 - ديگر صفت أمين ( امانت‌دار ) است كه وجه استعاره اين كلمه را نيز پيش
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 662 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم