سزاوارتر است .
( 37398 - 37382 ) پس از اين امام ( ع ) شنوندگان را به ملازمت در عمل ومداومت در به جا آوردن كارهاى شايسته سفارش مىكند ، سپس از آنها مىخواهد كه با سعى در انجام دادن وظايف الهى خود براي رسيدن به عاقبتى نيكو وفرجامى پسنديده تلاش كنند ، يعنى پايان كار خود وسر انجام اعمال وهدف از آنها را در نظر گيرند زيرا چگونگى كارها بسته به پايان آنهاست ، بعد به استقامت يعنى پايدارى در عمل وشكيبايى بر آن دستور مىدهد ، ومراد از شكيبايى بر طاعت ايستادگى در برابر خواهشهاى نفس است ، تا مبادا انسان در برابر لذّات ناشايست گردن نهد ودر نتيجة از راه راست بيرون رود ، پس از آن امام ( ع ) به ورع سفارش مىكند ، ورع ، عبارت از ملازمت در انجام دادن اعمال خوب وپسنديده است ، اين كه آن بزرگوار ، « نهايت » و « صبر » را با ادات « ثمّ » كه براي تراخى مىآيد عطف كرده براي اين است كه نهايت وعاقبت ، متأخّر از صبر ومرحله پايانى كار است ، علاوة بر اين صبر امرى عدمي وجدا از عمل است كه معنايى وجودي دارد ، بر خلاف استقامت در كار كه كيفيّت عمل مىباشد وبر خلاف ورع كه جزيى از عمل است ، تكرار اين ألفاظ براي تأكيد مىباشد ونصب آنها بنا به قاعده اغراء است « 6 » .
( 37417 - 37399 ) سپس امام ( ع ) به منظور خود از ذكر « نهايت » اشاره مىكند كه آن عبارت از غايت ومقصدى است كه براي انسان تعيين شده ، وبه آنها سفارش مىكند كه خود را به اين مقصد برسانند . اين هدف همان چيزى است كه آدميان براي رسيدن به آن آفريده شدهاند وعبارت از اين است كه آدمي در اين جهان خود را از پليديهاى شيطان پاكيزه كرده وخويشتن را لايق وصول به آستانه كبريايى حقّ گرداند ، واين سخن مدلول حديث نبوي ( ص ) است كه فرموده است : « اى مردم براي شما نشانههايى است ، خود را به آنها برسانيد ، ودر آفرينش شما غايت
و
هامش
( 6 ) إغراء يعنى : كسى را به چيزى تشويق وترغيب كردن ، واسمى كه « مغرى به » است منصوب به فعل مقدّر الزم يا اطلب مىباشد . ( مترجم )