تكذيب نمىشود ، بلكه تصديق آن واجب است بنا بر اين قرآن در اين جا مانند شخصي است كه نزد پادشاه رود ودر بارهء ديگرى بدگويى كند .
( 37381 - 37343 )
فرموده است : فإنّه لا ينادي مناد يوم القيامة . . . تا آخر .
منظور از فرياد كننده ، زبان حال اعمال آدمي است ، ومراد از حرث يا زرع ، هر عملي است كه از آن فايدهاى خواسته مىشود وثمرهاى از آن به دست مىآيد ، غرض از ابتلا در اين جا آثار اعمال زشت وعواقب بد آنهاست كه نفس به آنها دچار مىشود ، وبه اندازه انحراف وخروج از طاعت پروردگار گرفتار كيفر وعذاب مىگردد ، وآشكار است كسى كه عمل به قرآن را مزرعه آخرت خود سازد ، وكوشش در فهم معاني ومقاصد آن را وسيله تكميل وتهذيب نفس خود قرار دهد از ابتلاى به كيفرها وعذابها مصون خواهد بود ، پس از آن آنان را تشويق مىكند كه از كشت كنندگان بذر قرآن وپيروان آن باشند ، اين كه فرموده است : استدلّوه على ربّكم يعنى قرآن را دليلي حاضر در راه خود به سوى پروردگار قرار دهيد واستنصحوه على أنفسكم يعنى در برابر نفس امّارهء كه انسان را به گناه مىكشاند وديده دل را از مشاهده حقايق مىپوشاند ، قرآن را خيرخواه وراهنماى خود گردانيد وآن را وسيله سركوبى اين نفس سركش قرار دهيد ، وچون قرآن انسان را از پيروى خواهشهاى نفس منع مىكند لازم مىآيد كه اندرزهاى أو در جهت سركوب آن پذيرفته شود ، معناى جمله اتّهموا عليه آراءكم اين است كه اگر نظريّهاى بر خلاف قرآن يافتيد آن را متّهم به بطلان كنيد زيرا برخاسته از نفس امّاره است ، معناى جمله واستغشّوا فيه أهوائكم نيز همين است ، جز اين كه در جمله پيش اتّهموا ودر اين جا استغشّوا فرموده است زيرا هوى عبارت از خواهش نفس امّاره است بي آن كه در باره جواز آن به عقل مراجعه شود ، واگر انسان بنا به حكمي از احكام از پيروى آن ممنوع باشد ، اين خواهش ، غشّ وفريبى آشكار خواهد بود ، امّا رأى را انسان گاهى با رجوع به عقل وزماني بدون آن اتّخاذ مىكند وممكن است حقّ ويا باطل باشد ، در اين صورت چون در مظنّه بطلان است اطلاق تهمت به آن