تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
جواب قرار مىگيرد ، لذا مقصود أمير مؤمنان ( ع ) از احتجاج ، همين موقف بازپرسى وپاسخگويى است ، ورهايى از اين بازخواستها وخلاصي از پاسخ اين پرسشها شبيه اين است كه كسى مورد بازپرسى قرار گرفته با حجّت ودليل مقبول از بازخواست ، رهايى وپيروزى يافته باشد ، وبر حسب عادت ، برهان زماني اقامه مىشود كه انسان در مقام احتجاج ومورد مؤاخذه قرار گرفته باشد واگر از دادن پاسخ خوددارى كند نشانه اين است كه از ارائه دليل درمانده است ودر باره اين كه احتجاج وگواهى چگونه صورت مىگيرد آنانى كه به معاد جسماني معتقدند آن را مقاليّه يعنى از طريق گفتگو ومكالمه مىدانند وديگران آن را حاليّه دانسته‌اند ، يعنى زبان حال آنها گوياى اين مقال است . سپس امام ( ع ) اعلام مىكند كه آنچه از پيش در علم خداوند مقدّر شده واقع گشته ، وقضاى نافذ أو اندك اندك تحقّق يافته است ، ما پيش از اين گفته‌ايم كه قضاى الهى عبارت از علم اوست به آنچه هست وآنچه خواهد بود ، وقدر تفصيل آنهاست كه بر طبق علم أو واقع مىشود ، ليكن مراد آن حضرت از قدر در اين جا رويداد خلافت أو وحوادث وفتنه‌هايى است كه به همراه دارد ، نقل شده كه اين خطبه از نخستين خطبه‌هايى است كه آن حضرت پس از كشته شدن عثمان وبيعت مردم با أو ايراد فرموده است ، يكى از شارحان گفته است : كه در اين سخنان اشاره است به آنچه پيامبر أكرم ( ص ) به أو خبر داده است كه خلافت سرانجام به تو خواهد رسيد ، من مىگويم : شكّى نيست كه اين امر از پيش در علم خداوند مقدّر بوده وبر وفق قضاى أو جارى گشته است ، ليكن در ألفاظ خطبه چيزى كه گفتهء اين مرد فاضل را تأييد كند وجود ندارد زيرا امام ( ع ) به اين امر دانا بود كه آنچه در جهان هستى روى مىدهد بر حسب قضا وقدر الهى است . ( 37538 - 37454 )

فرموده است : وإنّي متكلّم بعدة اللّه وحجّته .

يعنى : در اين هنگام كه امر خلافت به من منتقل گشته بنا به آنچه خداوند وعده فرموده وحجّت قرار داده است سخن مىگويم ، منظور از وعده خداوند مژده