براي سفر دارايى خود را رها مىكند وخيمهاش را بر مىچيند ، از علايق ودلبستگيهاى دنيا بريدند وبه سوى آخرت كوچ كردند .
( 37280 - 37217 ) پس از اين امام ( ع ) به ذكر قرآن وفضايل آن مىپردازد تا شنوندگان را به پيروى از آن برانگيزد ، صفت ناصح را براي قرآن استعاره آورده است ، بدين مناسبت كه قرآن پيرو خود را مانند خيرخواهى اندرزگو به أنواع مصالح راهنمايى مىكند ، جملههاى لا يغشّ وهادي الّذي لا يضلّ ترشيح اين استعاره است يعنى قرآن پند دهندهاى است كه فريب نمىدهد وراهنمايى است كه گمراه نمىكند ، همچنين صفت محدّث ( سخنگو ) را براي قرآن استعاره آورده است ، وبا جمله لا يكذب ( دروغ نمىگويد ) ترشيح داده است ، مناسبت استعاره أخير براي اين است كه قرآن مانند سخنگويى راست گفتار ، مشتمل بر اخبار وسرگذشتهاى راست ودرستى است كه از آن فهميده ودانسته مىشود ، منظور از مجالست با قرآن همنشينى با حافظان وقاريان آن است كه به وسيله آنها آيات آن استماع مىگردد ، ودر آنها تأمّل وانديشه به عمل مىآيد ، زيرا در قرآن آيات روشن ونواهى هشدار دهندهاى است كه بر بينش كسى كه خواهان آگاهى وبصيرت است مىافزايد ، واز كورى جهل وظلمت ناداني مىكاهد . پس از اين امام ( ع ) تذكّر مىدهد كه پس از قرآن براي كسى نادارى وفقرى باقي نيست ، يعنى پس از نزول قرآن وبيان روشن آن ، مردم براي اصلاح أمور معاش ومعاد خود به هيچ حكم ودستوري نياز ندارند ، همچنين فرموده است براي كسى پيش از قرآن هيچ گونه غنا وتوانمندى وجود نداشت ، مراد اين است كه پيش از نزول قرآن براي نفوس گمراه ونادان هيچ گونه بىنيازى از آن وجود نداشته است ، بنا بر اين ويژگى است كه به آنان دستور مىدهد بهبود دردهاى خود را از قرآن بخواهند ومقصود از دردها بيمارى جهالت است ، وبراي رفع سختيها وبدبختيهاى خويش از آن كمك جويند ، تا آن جا كه بينايى بر مصالح دنيا وآخرت وشناخت خوب وبد أمور را از قرآن طلب كنند ، ( 37289 - 37281 ) سپس أمير مؤمنان ( ع ) بزرگترين دردهاى ناشى از
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 649
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٦٤٩