تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
نرساند از هيچ پند واندرزى بهره نخواهد برد ، وخطا وتقصير پياپى جلو رويش ظاهر شود تا آن جا كه خوب را بد وبد را نيكو پندارد ، همانا مردمان دو دسته‌اند گروهى از شريعت پيروى مىكنند ودسته‌اى بدعتگذارند كه نه برهاني الهى از سنّت پيامبران در دست دارند ونه از حجّت ودليل روشنى برخوردارند . خداوند سبحان هيچ كس را به مانند آنچه در قرآن است پند نداده است ، زيرا قرآن ريسمان محكم خداوند وواسطه امين اوست ، در آن ، بهار دل وچشمه‌هاى دانش است ، براي قلب ، صيقل وجلايى جز آن نتوان يافت با اين كه هشياران رفته‌اند وآنانى كه مانده‌اند يا غافل وفراموشكارند ويا خود را به فراموشى مىزنند ، هر كجا كار نيكى ديديد به آن كمك كنيد واگر كار بدى مشاهده كرديد از آن دورى جوييد ، زيرا پيامبر خدا كه درود بر أو وخاندانش باد مىفرمود : « اى فرزند آدم كار نيك به جاى آور وبدى را رها كن كه در اين صورت همچون اسبى خوشرفتار به مقصد خواهى رسيد « 3 » . » بدانيد ظلم وستم سه گونه است : ستمى كه آمرزيده نمىشود ، ستمى كه از آن بازخواست خواهد شد وستمى كه بخشوده مىشود واز آن باز پرسى نخواهد شد ، امّا ستمى كه آمرزيده نمىشود شرك به خداست كه فرموده است :
« إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ *
« 4 » » وستمى كه مورد آمرزش قرار مىگيرد ظلمي است كه بنده با ارتكاب برخى گناهان كوچك به نفس خويش روا مىدارد ، وستمى كه از آن باز خواست مىشود ظلم بندگان به يكديگر است ، قصاص وكيفر در آن جا بسيار سخت است ، وزخم كارد وضربه تازيانه نيست بلكه اينها در برابر آن كوچك است . زينهار از اين كه در دين خدا هر زمان به رنگى در آييد ، زيرا اجتماع وهمبستگى در چيزى كه حقّ است اگر چه آن را خوش نداشته باشيد بهتر است از جدايى وپراكندگى نسبت به آنچه باطل است وشما آن را دوست
هامش
( 3 ) يا بن آدم اعمل الخير ودع الشّر فإذا أنت جواد قاصد . ( 4 ) سوره نساء ( 4 ) آية ( 48 و 116 ) يعنى : خداوند كسى را كه به أو شرك آورد نمىبخشد .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 646 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم