دستورهاى دين مخالفت نكنيد ، زيرا آنها كه از راه دين بيرون مىروند در روز رستاخيز از رحمت الهى بريده وبىبهرهاند . پس از اين از شكستن آيينهاى ارزنده اخلاقى ودگرگون ساختن آنها بپرهيزيد ويك زبان داشته باشيد ، ونيز بايد هر كسى زبان خود را نگاه دارد ، زيرا اين زبان نسبت به صاحبش سركش است ، سوگند به خدا من بندهاى نمىبينم كه پرهيزگاريش به أو سودى برساند مگر آن گاه كه زبانش را نگاه بدارد همانا زبان مؤمن در پس دل أو جاى دارد ودل منافق در پس زبان اوست . براي اين كه مؤمن هنگامى كه مىخواهد سخن گويد در باره آن مىانديشد اگر نيكو بود آن را اظهار مىكند واگر زشت بود آن را پنهان مىدارد ، ليكن منافق ودو رو آنچه به زبانش برسد مىگويد بي آن كه بداند كدام سخن به سود أو وكدام يك به زيان اوست .
همانا پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « ايمان بنده كامل ودرست نمىشود مگر آن گاه كه دل أو درست گردد ، ودل أو درست نمىشود مگر هنگامى كه زبان أو درست شده باشد « 2 » » بنا بر اين اگر كسى از شما بتواند خدا را ديدار كند در حالي كه دستش به خون ودارايى مسلمانان آلوده نبوده وزبانش از هتك آبروى آنان سالم مانده باشد بايد چنين كند .
اى بندگان خدا ! بدانيد مؤمن چيزى را كه امسال حلال مىداند همان است كه در سال گذشته حلال دانسته ، وچيزى را كه امسال حرام مىشمارد همان است كه در سال اوّل حرام دانسته است ، بدعتهايى را كه مردم پديد آوردهاند چيزى را از آنچه بر شما حرام شده حلال نمىگرداند بلكه حلال آن است كه خداوند آن را حلال كرده وحرام آن چيزى است كه خداوند آن را حرام وممنوع كرده باشد . شما كارها را سنجيده وآزمودهايد وبه آنچه بر پيشينيان شما گذشته پند داده شدهايد ومثلها برايتان زده شده است وبه امرى روشن خوانده شدهايد ، پس جز كر از شنيدن آن ناشنوا نيست وجز كور از ديدن آن نابينا نمىباشد كسى كه خداوند با نزول بلا وآزمونها به أو سود
هامش
( 2 ) لا يستقيم ايمان عبد حتّى يستقيم قلبه ولا يستقيم قلبه حتّى يستقيم لسانه .