داود ( ع ) قارى بهشتيان است چنان كه در اخبار نيز وارد شده است براي اين است كه هر امر نيكويى در عرف مردم ، به بهشت نسبت داده مىشود ، يا به اين مناسبت است كه آواز داود ( ع ) با همه خوبى وزيبايى كه داشت انسان را به سوى بهشت جذب وبه خدا دعوت مىكرد .
امام ( ع ) پس از بيان حال پيامبران مذكور ( ع ) تذكّر مىدهد كه به پيامبر گرامى ( ص ) خويش تأسّى جويند ، زيرا همگى پيامبران مأمور بودند بطور مطلق به رسول أكرم ( ص ) اقتدا واز أو پيروى كنند ، وبراي كسى كه بخواهد به أو تأسّى كند همه نمونههاى كمال در وجود مقدّس آن حضرت موجود است ، دليل ديگر اين كه زمان أو نسبت به ادوار پيامبران گذشته به ما نزديكتر است .
امام ( ع ) براي تحريك وتشويق مردم در تأسّى به رسول گرامى ( ص ) گوشزد مىكند كه كساني كه از آن بزرگوار پيروى وراه أو را دنبال مىكنند نزد خداوند متعال محبوبترين بندگانند واين به دليل گفتار خداوند مىباشد كه فرموده است :
« قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ
« 7 » » .
پس از اين امام ( ع ) به بيان حال پيامبر گرامى ( ص ) كه دنيا را ترك واز آن به مقدار ضرورت بسنده كرده بود مىپردازد تا روشن كند كه چگونه بايد به روش آن حضرت تأسّى جست ، ذكر واژه قضم اشاره به همين معناست وجمله ولم يعرها طرفا كناية از عدم التفات وتوجّه آن حضرت به دنياست ، وعبارت أخمصهم بطنا بيانگر اين است كه شكم وپهلوى آن بزرگوار از همه كس گرسنهتر وتهىتر وتوجّه أو به خوردنيها وآشاميدنيها از همه كمتر بود . از آن حضرت روايت شده است هنگامى كه گرسنگى أو سخت مىشد سنگى بر شكم خود مىبست وآن را مشبّع يا سير كننده مىناميد با اين كه در اين موقع بخش بزرگى از دنيا را در زير فرمان خود داشت . همچنين روايت شده است كه خاندان پيامبر ( ص ) هرگز
هامش
( 7 ) سوره آل عمران ( 3 ) آية ( 31 ) يعنى : بگو اى پيامبر اگر خدا را دوست مىداريد مرا پيروى كنيد تا خدا شما را دوست بدارد .