( 33338 - 33286 )
فرموده است : فلينظر ناظر . . . تا أقرب النّاس إليه
استدلال مىكند ، وبيان أو قياس شرطي متّصلى است كه مقدّم آن قضيّهاى است حمليّه وتالي آن قضية شرطيّه منفصلهاى است كه خلاصه آن به شرح زير است :
اين كه محمّد ( ص ) با همه قرب منزلت أو نزد خداوند ، خود وخواصّ أهل بيت أو گرسنه مىماندند وخداوند أو را از زيب وزيور دنيا بر كنار داشته بود ، اين رفتار خداوند نسبت به پيامبر ( ص ) از دو حال بيرون نيست : يا براي اكرام وگراميداشت أو ويا به منظور اهانت وخوار كردن اوست ، بطلان توجيه دوم آشكار است ، زيرا ثابت وقطعي است كه پيامبر گرامى ( ص ) اخصّ خواصّ إلهي است ، وبديهي است كمترين ونادانترين پادشاهان در دنيا هرگز به كسى كه در زمرهء خاصّان أو مىباشد ومطيع وفرمانبردار اوست اهانت روا نمىدارد ، چگونه ممكن است جبّار جبابره ومالك دنيا وآخرت وحكيمترين حكيمان ومهربانترين مهربانان در حقّ اخصّ خواصّ وفرمانبردارترين بندگان خود توهين روا بدارد ، وچون بطلان اين سخن روشن است امام ( ع ) به تكذيب گوينده آن اكتفا كرده وبا سوگند به خدا آن را مؤكّد داشته است ، امّا در باره توجيه نخست كه خداوند با اين رفتار ، پيامبر ( ص ) خود را گرامى داشته است روشن است كه وقتي عدم چيزى كرامت وكمال باشد وجود آن اهانت ونقصان است ، بنا بر اين وجود دنيا در دست غير أو ، وبر كنارى أو از آن با همه قرب منزلت ، نشانه توهين غير اوست ، واين استدلال ، حقارت وپستى دنيا را اثبات ، وخردمند را وأدار مىكند كه از آن بيزار گردد ، امام ( ع ) پس از بيان طرق تأسّى در تأكيد آنچه پيش از اين در اين باره فرموده است دستور مىدهد كه به پيامبر گرامى ( ص ) اقتدا كنند ، وروش أو را در بىاعتنايى به دنيا سرمشق خود قرار دهند ، فعل فتأسّى متأسّ ، امر به صورت خبر است وعلاوة بر اين هشدار است بر اين كه ميل به دنيا باعث وقوع در هلاكت است ، وكسى كه در دنيا از روش آن حضرت پيروى نكند وبا رغبت به برخى از پديدههاى آن ، راه خلاف پويد از افتادن در ورطه هلاكت أيمن نيست ، زيرا