تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
از علّت قريب اين امر است وتمام علّت آن ، حقير شمردن وعده‌هاى آخرت در مقايسه با لذّات دنياست ونيز آنچه باعث اين علّت است تمايل انسان به بهره‌گيرى كامل از لذّات دنياست كه حقيقت دارد وموجود است ، وعدم حضور لذّاتى است كه وعده داده شده وانسان از آنها بر حسب تعريف وتوصيف ، تصوّرى ضعيف دارد ، وآنچه از آن در ذهن انسان مىباشد اين است كه چيزهايى كه در آخرت وعده داده شده شبيه لذّاتى است كه انسان هم اكنون در دسترس خود دارد ، از اين رو لذّتهاى گذراى دنيا در نظر آنها بزرگتر ودر دلهاى آنها راسختر است ودر نتيجة دنيا را بر مىگزينند واز غير آن مىبرند ، وخود را بنده آن مىگردانند . هدف از اين توبيخ ونكوهش رهانيدن مردم از دنيا ، وايجاد رغبت در آنهاست نسبت به آنچه خداوند وعده داده است وبه همين مناسبت در پى اين سخنان به ذكر أحوال پيامبر گرامى ( ص ) وديگر پيامبران كه پيشوايان بشرند ودنيا را ترك واز آن اعراض كرده‌اند پرداخته است ، زيرا آنها براي مردم كاملترين نمونه‌اند چنان كه خداوند متعال فرموده است :
« لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ
« 6 » » همچنين روش آنها دليل كامل بر زشتى ونقص دنيا وبسيارى بديها ورسواييهاى آن است ، اين كه فرموده است : إذ قبضت عنه أطرافها تا جمله : وخادمه يداه اشاره به چگونگى دلايل حقارت وپستى دنياست ، قبض أطراف كناية از اين است كه خداوند دنيا را بكلّى از پيامبر ( ص ) به دور داشت وچون آماده براي آن نشده بود آن را نپذيرفت ، ووطّئت لغيره أكنافها اشاره است به اين كه خداوند دنيا را براي مردمى غير از أو رام وهمواره ساخته مانند پادشاهان ، واژه فطم ( از شير بريدن ) را به مناسبت بريدن آن حضرت از دنيا استعاره فرموده ، همچنين واژه رضاع را استعاره آورده ، بدين مناسبت كه دنيا شبيه مادر وأو به منزله فرزند آن است ، وجه مشابهت روشن است .
هامش
( 6 ) سوره أحزاب ( 33 ) آية ( 21 ) يعنى : براي شما در زندگانى پيامبر خدا ( ص ) سرمشقى نيكو بود .