تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩

اين كه فرموده است : واللّه ما سأله إلّا خبزا ( 33112 - 32923 )

يعنى به خدا سوگند جز گرده نانى از أو درخواست نكرد . تفسير آيه‌اى است كه در خطبه ذكر شده است ، ومفسّران نيز همين را در تفسير آية مزبور نقل كرده‌اند ، صفاق بطن پوست زيرين شكم است وشفيف نازكى آن است كه مانع مشاهده آنچه در پشت آن قرار دارد نيست ، تشذّب لحم عبارت از تفرّق وپراكندگى گوشت است ، واژه مزامير براي صوت داود ( ع ) ولفظ ادام ( نانخورش ) براي گرسنگى وكلمه سراج ( چراغ ) براي ماه وظلال ( سايه ) براي مشارق ومغارب زمين ، وفاكهه وريحان براي رستنيهاى زمين ، ودابّه ( چهارپا ) براي پاها وواژه خادم ( خدمتكار ) را براي دستها استعاره آورده است ، وجه مناسبت در استعاره نخستين مشترك بودن آواز داود ( ع ) با نغمه مزمار ( قره‌نى ) است واين آلتى است كه با دميدن در آن نواخته مىشود ، نقل شده هنگامى كه داود ( ع ) در محراب عبادت مزامير مىخواند وحوش وپرندگان بر أو گرد مىآمدند تا از لذّت آواى خوش ونغمه دلكش أو بهره‌مند شوند ، مناسبت استعاره دوّم اين است كه همان گونه كه نانخورش موجب قوام بدن است گرسنگى مايه قوام أو بود ، ومناسبت استعاره سوّم مشاركت ماه وچراغ در دادن روشنايى است ، وجه مشابهت استعاره چهارم اين است كه أو همچنان كه از گرما به سايه پناه مىبرد از سرما نيز به مشارق ومغارب زمين يعنى به اين سو وآن سوى زمين رو مىآورد ، مناسبت استعاره پنجم اين كه استفاده از رستنيهاى زمين براي ذائقه وشامّه أو همان گوارايى وخوشبويى را داشت كه ميوه‌ها وگلها براي ديگران گوارايى ولذّت دارد ، وجه استعاره ششم وهفتم اين است كه از پاها ودستهايش همان فايده را مىبرد كه از مركب وخدمتكار سود برده مىشود . بارى چگونگى أحوال پيامبران مذكور عليهم السّلام ودرجه زهد واعراض آنها از دنيا وبطور كلّى اكتفاى آنها به پايين‌ترين حدّ ضرورت در طعام ولباس از أموري است كه معلوم واز طريق تواتر روشن است ، امّا اين كه گفته شده