تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
مردم از يكديگر ويا ضعف اميد آنها چنانچه مشهور است همين دو علّت است ، وبديهي است اين دو امر در مورد پروردگار منتفى است زيرا أو بىنياز مطلق است وهيچگونه بخل ومنعى از طرف أو وجود ندارد ، واگر بنده استعداد اميد به أو را داشته باشد ، وبر أساس اميدى كه به خدا دارد ، كار كند ، وخواستار افاضه جود وبخشش إلهي وبر آوردن آرزوى خود باشد ، اميدش بيجا نبوده وبه خطا نرفته است چه أو مرجع تمام اميدها وبرآورنده آرزوهاست . ( 32845 - 32831 )

فرموده است : وكذلك إن هو خاف . . . تا يعطى ربّه .

اين عبارت قياس ضمير استثنايى « 5 » است كه قصور خوف بيم دارندگان از خداوند را در مقايسه با ترس از برخى بندگان أو بيان مىكند . ضمير در واژه عبيده به اللّه ودر خوفه به خائف ، ويا به عبد باز مىگردد ، ملازمه در اين قضيّه شرطيّه روشن است ، وكبراى اين قياس استثناى عين مقدّم است به نحوى كه عين تالي مذكور را نتيجة دهد . ( 32857 - 32846 )

فرموده است : فجعل . . . تا وعدا .

اين سخن نيز سرزنش وسركوبى است بر كسى كه مشمول اين اعتراض ومورد اين استدلال است ، زيرا اين زشتى ورسوايى است كه كسى ترس از فردى مانند خودش را نقد وموجود دانسته ، وترس از پروردگارش را وعده ونسيه بداند . ( 32921 - 32858 )

فرموده است : وكذلك من عظمت الدّنيا . . . تا آخر .

اين سخنان در بيان علّت اين است كه چرا مردم زندگى دنيا را بر ثوابهايى كه خداوند وعده فرموده ترجيح مىدهند واز هر چه غير دنياست مىبرند وخود را بنده آن مىسازند . بديهي است عظيم جلوه‌گر شدن دنيا در نظر انسان جزيى
هامش
( 5 ) قياس استثنايى عبارت از قياسي است كه نتيجة با حفظ مادّه وهيأت خود در آن مذكور باشد وهميشه مركّب از دو قضيّه شرطي وحملى است ، وقضيّه حملى مدخول ادات استثناست وچنان كه در پاورقى ذيل خطبه 120 توضيح داده شده است اگر در قياس مقدّمه كبرا ذكر نشود در اصطلاح آن را قياس ضمير مىنامند . منطق مظفّر ( مترجم )