تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
نسبت به پروردگار خود با اميدهاى بزرگى كه به أو دارد كوشاتر ورفتارش از آنچه با مخلوق كه بندگان اويند دارد بالاتر وخاضعانه‌تر باشد ، وصغرا در اين قياس مسلّم است ، زيرا آنچه مشهود ومحسوس است اين است كه تلاش وكوشش مردم در قبال اميدها ودرخواستهايى كه از يكديگر دارند خيلى بيشتر وجدّىتر از سعى وكوششى است كه در برابر آرزوهاى خود از خداوند متعال انجام مىدهند ، ودر مورد كبرا نيز فطرت وسرشت انسان حكم مىكند در برابر كسى كه بزرگترين مرجع اميد است ، آنچه را از نظر كميّت وكيفيّت در خور مقام اوست وسيله قرار داده وبه كار بسته شود . ( 32805 - 32800 )

فرموده است : فيعطى العبد ما لا يعطى الرّب .

اين جمله ناقض كبر است يعنى اهميّتى كه به بنده خدا مىدهد بيش از اهميّتى است كه براي پروردگار خويش قائل مىشود . ( 32816 - 32806 )

فرموده است : فما بال اللّه . . . تا لعباده .

اين سخن در توبيخ ونكوهش كساني است كه به گونه‌اى كه ذكر شد بر خلاف وظايف بندگى خود نسبت به پروردگار رفتار مىكنند . ( 32830 - 32817 )

فرموده است : أتخاف . . . تا موضعا .

اين گفتار مبتنى است بر پرسش از علّت آنچه در باره اميدوارى انسان به خلق وخالق ذكر شد ، وچگونگى عمل ورفتار انسان نسبت به كسى كه به أو اميد بسته ، وقصور ومسامحه أو نسبت به پروردگارش كه به أو اميدوار است ، پرسش مذكور بر سبيل انكار ودر سرزنش وسركوب كسى است كه ادّعا كند علّت اين امر يكى از دو مورد مذكور است ، واين دو يكى بيم از اين كه ممكن است اميد أو به خدا بيجا ونادرست باشد ، ديگرى اين كه گمان كند كه خداوند شايستگى آن را ندارد كه به أو اميد بندد ، امّا مورد اوّل اشتباهى بزرگ وناشى از كوتاهى در شناخت پروردگار متعال است ومورد دوّم كفر آشكار است ، اين كه امام ( ع ) به ذكر اين دو علّت اكتفا فرموده براي اين است كه منشأ نوميدى