تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
شد ، أو تا آن گاه كه به سراى باقي شتافت ودعوت پروردگارش را أجابت كرد سنگى بر روى سنگى ننهاد ، چه بزرگ است منّت خدا بر ما كه نعمت وجود چنين رهبرى را به ما عطا فرمود تا از أو پيروى كنيم ، وبه دنبال چنين پيشوايى گام بر داريم ، به خدا سوگند من به اين جبّه خود آن قدر وصله زدم كه ديگر از وصله زننده آن شرم كردم ، كسى به من گفت : ديگر اين لباس كهنه را از خود دور نمىكنى ؟ گفتم از من دور شو كه : « عند الصّباح يحمد القوم السّرى « 3 » » .

[ شرح ]

اين گفتار در زمينه نكوهش كساني است كه ادّعا مىكنند اميد خود را به خدا بسته‌اند ليكن در اين راه به عمل نمىپردازند ، ومبتنى بر هشدار به اينهاست كه اميد آنان خالص نمىباشد وبا دروغ شمردن ادّعاى آنها كوتاهى وقصور آنان را در عمل بيان مىكند : ( 32755 - 32751 )

فرموده است : يدّعي بزعمه أنّه يرجو اللّه .

يعنى أو به گمان خويش ادّعا مىكند كه به خدا اميدوار است ، اين جمله صورت مدّعاست كه ممكن است حاليّه يا مقاليّه باشد يعنى حال ويا گفتار أو بيانگر آن باشد . ( 32758 - 32756 )

فرموده است : كذب والعظيم .

اين جمله در ردّ ادعاى مذكور است كه با سوگند به خداوند تأكيد شده است . اين كه لفظ جلاله را نياورده وعظيم فرموده براي اين است كه در اين جا ذكر عظمت با رجا واميدوارى مناسبتر است . ( 32790 - 32759 )

فرموده است : ما باله . . . تا عرف رجاءه في عمله .

اين عبارت در واقع قياسي است از شكل دوم « 4 » كه نتيجة مىدهد اين مدّعى
هامش
( 3 ) يعنى : راهيان شب در بامداد مورد ستايش قوم قرار مىگيرند . ( 4 ) شكل دوّم قياس اين است كه حدّ وسط در هر دو مقدّمه محمول باشد ، ودر اين جا بايد گفت ضرب اوّل از شكل دوّم است ، زيرا اين ضرب مركّب از موجبه كليّه وسالبه كليّه است ونتيجة آن سالبه كليّه است . منطق مظفّر ( مترجم )