تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
كردن در اين جا طىّ درجات معرفت وعمل در راه خدا وسلوك در صراط مستقيم است ، وممكن است مراد از حثثتم على المسير ( بر كوچ كردن ترغيب شده‌ايد ) ترغيب شب وروز باشد كه با از پى هم در آمدن خود عمرها را مىگذرانند وانسان را به سوى مقصد مىرانند ، آنها در اين كار با شور وشوق وسرسختى عمل مىكنند وبر يكديگر سبقت مىگيرند ، از اين رو لازم است با توجّه وهشيارى به اين كه شب وروز آنان را به سوى آخرت سوق مىدهد براي آن جا زاد وتوشه فرآهم كنند . ( 32350 - 32178 )

فرموده است : وإنّما أنتم كركب . . . تا آخر .

جهت مشابهت انسانها به سواران روشن است ، زيرا روح آدمي به منزله سواره وبدن وقواى نفساني أو مانند مركب است وراهى كه مىپيمايد جهان حسّ وعقل است ، منظور از سير ، پيش از مرگ كه در جمله وحثثتم على المسير آمده است فعاليّتها وتلاشهاى نفس ، براي تحصيل كمالات سودمند وسعادتبخش در دو جهان حسّ وانديشه است وهمين كمالات توشه وزاد راه آخرت براي رسيدن به سعادت باقي است . امّا سير دوّم ، در آن جا كه فرموده است آنها سوارانى هستند ايستاده ومنتظر ، كه نمىدانند در چه زمان به آنها دستور حركت داده مىشود ، عبارت از كوچ كردن از دنيا به سوى آخرت ، وزايل شدن بدن ، وپيمودن عقبات وراههاى دشوار مرگ وقبر است ، زيرا انسان زمان اينها را نمىداند ، با اين توضيح معناى گفتار آن حضرت كه فرموده است : وأمرتم بالظّعن وهمچنين مفهوم عبارت لا تدرون متى تؤمرون بالسّير روشن مىگردد ودانسته مىشود كه بر خلاف آنچه برخى گمان كرده‌اند ، اين دو سخن با يكديگر منافاة ندارد . پس از اين امام ( ع ) با بيان اين كه انسان براي دنيا آفريده نشده بلكه براي غير آن خلق گرديده به تحقير دنيا ولزوم دورى جستن از آن پرداخته است ، زيرا مقتضاى عقل اين است كه انسان براي چيزى كه به خاطر آن آفريده شده كار كند ، همچنين با ذكر اين كه بزودى با فرا رسيدن مرگ ، أموال انسان از أو گرفته