تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
پيش از اين شرح داده شده نقش بستن آنها در نفوس است ، همچنان كه خداوند متعال فرموده است :
« يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً
« 8 » » ومحتمل است مراد از ظهور زلزال دگرگونى وتشويش واضطرابى باشد كه ناگزير هنگام جدايى از بدن بر نفس عارض مىگردد وچنان كه پيش از اين نيز اشاره شد دنيا گورستان نفوس است ، امّا در باره پير شدن كودكان ، بسيارى از أوقات اين جمله بطور كناية آورده مىشود تا نهايت شدّت امرى را برساند ، چنان كه اگر كارى سخت ودشوار گردد در باره آن گفته مىشود اين كار موها را سپيد وكودكان را پير مىكند ، آشكار است كه براي نفس انسان چيزى سخت‌تر ودشوارتر از حال جدايى آن از بدن وأحوال پس از آن نيست . پس از اين سخنان امام ( ع ) با ذكر اين كه هر كسى را نگهبانى قرين وهمراه است مردم را از ارتكاب گناه بيم مىدهد ، مراد از نگهبان ، اعضا وجوارح انسان است ، چنان كه خداوند متعال فرموده است :
« يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
« 9 » » وفرموده است :
« وَقالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا
« 10 » » شهادت در اين جا ، گواهى دادن وبازگو كردن به زبان حال است ، زيرا هر عضوى از اعضاى انسان كه مباشر يكى از افعال اوست حضورش در علم الهى با آنچه از أو صادر شده به منزله شهادت زبانى در حضور پروردگار است ، ودلالتى گوياتر دارد ، مراد از حافظان صدق ، كرام الكاتبين است كه در ذيل خطبه نخست در باره آنها سخن گفته‌ايم ، واين كه چيزى انسان را از آنها پوشيده نمىدارد معناى آن
هامش
( 8 ) سوره آل عمران ( 3 ) آية ( 30 ) يعنى : روزى كه هر كس هر خوبى كرده در پيش روى خود حاضر بيند . ( 9 ) سوره نور ( 24 ) آية ( 24 ) يعنى : روزى كه زبانها ودستها وپاهايشان بر آنچه مىكرده‌اند گواهى دهند . ( 10 ) سوره فصّلت ( 41 ) آية ( 21 ) يعنى : آنها به پوستهاى تن خود مىگويند چرا بر ضدّ ما گواهى داديد ؟