روشن است .
سپس امام ( ع ) هشدار مىدهد كه فردا نزديك است ، واين اشاره به فرداى مرگ است وپس از آن رسيدن به خانه تنهايى را يادآورى مىكند ، ومراد از آن گور است كه آن را به اوصافى هراس انگيز ونفرتزا توصيف مىكند كه انسان وأدار مىشود براي روزى كه در آن قرار مىگيرد وأحوال پس از آن به عمل پردازد ، سپس صيحه وقوع رستاخيز را تذكّر مىدهد ، ومنظور از آن صيحه دوّم است كه در آية
« إِنْ كانَتْ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ
« 11 » » آمده ونفخه دوم است كه در آية
« وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ
« 12 » » ذكر شده است ، پس از اين به قيامت كبرا وحضور براي داورى قطعي اشاره مىكند وآن عبارت از اين است كه به فرمان خداوند هر كسى در حال ووضعي قرار مىگيرد كه مستحقّ آن بوده واز آن ناگزير است ، يا عذاب دائمي ويا نعيم هميشگى واين پس از آن است كه زنگارهاى باطلى كه قابل زدودن است از نفوسى كه در مرتبهاى از كمالند زدوده شده ، وبه عالم خود پيوسته باشند ، وعلل وامراض نفوس از ميان رفته وخلايق مستحقّ حقوق خود شده ، وهر كسى به ثمره ونتيجة آنچه از پيش براي خود فرستاده بازگشته باشد .
آن حضرت پس از اين به پند واندرزى جامع وهمه جانبه مىپردازد ودستور مىدهد كه از عبرتها پند گيرند ، بديهي است آنچه انسان را متوجّه أحوال آخرت مىكند عبرت است ، همچنين از تغييرها ودگرگونيها پند آموزند ، واژه غير جمع غيره بر وزن فعله ومشتق از تغيّر به معناى دگرگونى است ، وعبرت گرفتن از دگرگونيهاى روزگار به كار بستن موعظهها وباز ايستادن از منكرات است ، سپس
هامش
( 11 ) سوره يس ( 36 ) آية ( 53 ) يعنى : جز يك صيحه نباشد كه ناگاه تمام خلايق نزد ما حاضر خواهند شد .
( 12 ) سوره زمر ( 39 ) آية ( 68 ) يعنى : سپس صيحه ديگرى در آن دميده شود كه ناگاه خلايق همه برخيزند ونظاره كنند .