تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
يُشْرَكَ بِهِ *
. . . « 4 » » صريح است بر زيان شرك وبي حاصل بودن آن ، از اين كه امام ( ع ) فرموده است : شرك در عبادتي كه خداوند آن را واجب فرموده است ، دانسته مىشود كه مراد از آن ، رياى در عبادت است ، نه اين كه خداى دوّمى اتّخاذ وآن را شريك حقّ تعالى قرار داده باشد ، شرك به خدا گاهى در نتيجة غلبه جهل واستيلاى غفلت ، وترك تحصيل معرفت وعدم تفكّر در يگانگى خداوند در نفس پديد مىآيد ، وزماني به علّت غلبه شهوت وخواهشهاى نفساني است ، چنان كه شخص رياكار در عبادت غرضى جز طلب دنيا ندارد . دوّم : اين كه براي فرو نشانيدن خشم خود كسى را به هلاكت برساند ، در يكى از نسخه‌هاى نهج البلاغة بهلاك نفسه آمده است ليكن نفس بدون الحاق ضمير اعمّ است ، هلاكت مذكور گاهى در دنيا واقع مىشود مانند اين كه از طريق سخن چينى وبدگويى نزد پادشاهان وحاكمان ومانند اينها باعث نابودى ديگرى گردد وزماني در آخرت است واين به سبب گناهانى است كه در نتيجة انتقامجويى وبراي فرو نشانيدن خشم حاصل مىشود ، چنان كه صريح قول خداوند متعال است كه :
« وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها
« 5 » » واين گناه به سبب قوّه غضبيّه دامنگير آدمي مىشود . 3 - كارى را كه ديگرى انجام داده مورد عيبجويى قرار دهد ، منظور اين است كه با عيبجويى وبدگويى از عمل ديگرى موجبات آزار ونابودى أو را فرآهم كند ، در اين صورت در زمره كساني خواهد بود كه در روى زمين به فساد وتباهى كوشيده‌اند وصريح قول خداوند متعال است كه :
« إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا
. . . « 6 » » برخى از شارحان فعل يعرّ را با عين مهمله
هامش
( 4 ) سوره نساء ( 4 ) آية ( 48 ) يعنى : خداوند ( هرگز ) شرك به أو را نمىبخشد . . . ( 5 ) سوره نساء ( 4 ) آية ( 93 ) يعنى : هر كس مؤمني را از روى عمد بكشد كيفر أو دوزخ است كه جاويد در آن مىماند . ( 6 ) سوره مائده ( 5 ) آية ( 33 ) يعنى : كيفر آنهايى كه با خدا وپيامبر به جنگ برمىخيزند ، ودر روى زمين دست به فساد مىزنند اين است كه اعدام شوند .