يا درّندگان ويا زنان شبيه مىگردد ، واين چيزى است كه هر خردمندى از آن روگردان است وهمان است كه آن بزرگوار با جمله اعقل ذلك امر به تعقّل ودرك آن فرموده است . در اين جا سزاوار است بنگريم كه اين سخنان چه اشارهها ونكتههاى لطيفى را در بر دارد ، وآن بزرگوار با ديده حقّ بين خود آن چنان كه هست آنها را تذكّر داده است ، وما هنگامى كه با اين گونه سخنان كه مشحون از دانش وحكمت است برخورد مىكنيم وبه ياد مىآوريم كه آن بزرگوار آن را در كتابي نخوانده واز بحثي استفاده نكرده است در مىيابيم كه اين فيض ربّانى است كه از طريق سرور بشر وأستاذ ومرشدش ( ص ) به آن بزرگوار منتقل شده است .
عبد الحميد بن أبي الحديد « 9 » شارح فاضل نهج البلاغة رحمه الله گفته است كه باطن سخنان مذكور به سران جنگ جمل اشاره دارد ، زيرا آنها در صدد بر آمدند با از ميان بردن آن حضرت وكشتار مسلمانان ، خشم خود را فرو نشانند ، وهمانها بودند كه بر كارى كه خود ، آن را مرتكب شده بودند آن بزرگوار را سرزنش كردند ، واين همان برانگيختن وگردآورى مردم بر ضدّ عثمان ومحاصره خانه أو بود ، همچنين سران جنگ جمل بودند كه براي رسيدن به مطامع خود ، با اظهار بدعت وايجاد فتنه به مردم بصره رو آوردند ، ودورويى كردند ، وبه دو زبان با مردم سخن گفتند ، زيرا آنها پيش از اين با امام ( ع ) بيعت كرده ونسبت به آن حضرت اظهار خشنودى كردند ، ليكن پس از آن چهره ديگرى از خود نشان داده بيعت خود را با أو شكستند ، از اين رو امام ( ع ) اين گناه آنان را به منزله شرك به خدا دانسته است كه جز با توبه آمرزيده نخواهد شد . پس از اين شارح مذكور گفته است كه مراد از جمله اعقل ذلك تعقّل ودرك همين موضوع است ، زيرا مثل هر چيزى دليل أشباه ونظاير خود مىباشد . وتوفيق از خداوند است .
هامش
( 9 ) عزّ الدّين عبد الحميد بن محمّد بن محمد بن حسين ابن أبي الحديد مداينى أديب ومورّخ از رجال دربار بنى عبّاس بوده است ، مهمترين كتاب أو شرح نهج البلاغة است كه آن را به نام ابن علقمى وزير عباسيان نوشته است .
تولّد أو به سال 586 ه بوده ودر سال 655 ه وفات كرده است . فرهنگ دهخدا ( مترجم ) .