درهاى گشادهاى است وبر اين درها پردهها انداخته شده ، وبر ابتداى صراط گويندهاى است كه مىگويد : بگذريد ودرنگ نكنيد « 2 » » صراط عبارت از دين است ودر اين جا به راه روشن از آن تعبير شده ، گوينده قرآن است ، ودرهاى گشاده محرّمات الهى است كه در اين جا مهاوى ومغاوى گفته شدهاند وأسباب تباهى وگمراهيند ، پردههاى انداخته شده حدود الهى ونواهى اوست .
( 30857 - 30841 ) سپس امام ( ع ) نهى مىكند از اين كه انسان ، گمراهان را به سبب أموري كه ذكر مىشود بر ضدّ خود برانگيزد ، يعنى در امر حقّ بيراهه رود ، وگمراهان را وأدار كند كه حقّ را تمام وكمال انجام دهند ويك باره همگى سختيها ودشواريهاى آن را بپذيرند ، زيرا براي حقّ درجاتى است كه برخى آسانتر از ديگرى است ، وتحميل مشكلترين درجات آن به كسى كه أهل آن نيست موجب پديد آمدن نفرت أو از گفتار ودستوري است كه به وى داده مىشود ، وباعث برانگيختن دشمنى واعتراض اوست ، ممكن است مراد از جمله بتعسّف في حقّ اين باشد كه كسى با تكلّف ودشوارى كار حقّى را انجام دهد ، ودر عين حال به گونهاى در آن كار مقصّر باشد ، وچون گمراهان همان كساني هستند كه حقّ را رها كردهاند ، هنگامى كه چيز ناخوشايندى در اين باره ببينند ، يا كسى را مشاهده كنند كه در عمل به حقّ ، تكلّف به خرج مىدهد وكوتاهى مىكند زبان به باطل مىگشايند وسخن ناهنجار مىگويند ، در اين صورت أو چنين افراد گمراهى را بر ضدّ خود برانگيخته است ، همچنين است هنگامى كه از أو دروغ يا تحريف گفتارى را بشنوند ، يا دريابند كه أو از گفتن سخن راست بيم دارد ، كه در اين موقع اينها بيشتر از هر چيز به طمع مىافتند كه أو را تحت تأثير باطل خود قرار دهند وأو را در جرگه خود وارد سازند ، در اين صورت أو آنان را در گمراه ساختن خود ، بدين طريق كمك كرده است .
هامش
( 2 ) ضرب اللّه مثلا مستقيما ، وعلى جنبتي الصّراط أبواب مفتّحة وعليها ستور مرخاة وعلى رأس الصّراط داع يقول : جوزوا ولا تعرّجوا .