دگرگونى در أوضاع ، به انتظار قحطى زدهاى كه چشم به راه باران دارد تشبيه فرموده است ، وجه مشابهت ، شدّت توقّع وانتظار است ، وممكن است در اين مناسبت لواحق هر دو امر مورد انتظار نيز در نظر گرفته شود ، زيرا آنچه آن بزرگوار از دگرگونى أوضاع وانتقال خلافت به خود مىخواهد ، گسترش عدالت ، واستقرار حقّ در محلّ خود مىباشد ، واين شبيه است به ريزش باران به سرزمين قحطى زده كه موجب پديد آمدن خيرات وبركات مىباشد .
پس از اين امام ( ع ) به بيان حال ائمّه هدى ( ع ) وشرح مقام وموقعيّت آنها مىپردازد :
( 30748 - 30655 )
فرموده است : لا يدخل الجنّة إلّا من عرفهم وعرفوه .
معناى اين عبارت اين است كه مردم هر عصري وارد بهشت نمىشوند مگر اين كه امام زمان خود را بشناسند وأو نيز آنان را بشناسد ، ومنظور از ائمّه ( ع ) امامانى است كه از نسل اويند ، ومعرفت آنها عبارت از شناخت حقّ ولايت وصدق امامت آنهاست ، حصر دخول در بهشت به كساني كه آنها را به حقّ بشناسند وورود در آتش به كساني كه آنان را انكار كنند از دو نظر است :
1 - بىشكّ دخول در بهشت براي هيچ يك از افراد امّت اسلام حاصل نمىشود مگر اين كه از شريعت پيروى وبه احكام آن عمل كند ، واين هم ميسّر نمىشود مگر اين كه دين را بشناسد وبه كيفيّت عمل به احكام آن آگاه باشد ، وشناخت دين هم جز به روشنگرى صاحب شريعت ، وارشاد ودستور رهبر امّت به دست نمىآيد ، واين نيز منوط به اين است كه مأموم ، امام خود را بشناسد ، وبه حقّانيّت امامت وصدق ولايت أو اعتقاد داشته باشد تا اين كه به وى اقتدا واز أو پيروى كند ، همچنين امام نيز مأموم خود را بشناسد تا به هدايت وارشاد أو بپردازد ، بنا بر اين دخول در بهشت مستلزم اين است كه امام ، مأمومان وپيروان خود را بشناسد وآنان نيز نسبت به امام شناخت ومعرفت داشته باشند .
2 - اين كه معرفت ائمّه ( ع ) بنا بر رأى آن حضرت كه مشهور ومنقول است ،
و