بِمَفَاتِيحِهِ - وَلَا تُكْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلَّا بِمَصَابِيحِهِ - قَدْ أَحْمَى حِمَاهُ وَأَرْعَى مَرْعَاهُ - فِيهِ شِفَاءُ الْمُشْتَفِي وَكِفَايَةُ الْمُكْتَفِي ( 30748 - 30629 )
[ لغت ]
( عرفاء ) : جمع عريف به معناى نقيب است كه عنواني پايينتر از رئيس مىباشد .
[ ترجمه ]
« طلوع كنندهاى طلوع كرد ، ودرخشندهاى درخشيد ، وتابندهاى تأبيد ، وكژ به اعتدال گراييد ، خداوند گروهى را به گروهى ديگر ، وروزى را به روزى ديگر مبدّل ساخت ، ما مانند قحطى زدگان كه چشم به راه بارانند در انتظار دگرگونى أوضاع بوديم ، همانا امامان ، كارگزاران خداوند براي سرپرستى أمور بندگانند ، وشناساننده حقّ تعالى به آنان مىباشند ، هيچ كس به بهشت در نمىآيد مگر اين كه آنان را بشناسد وآنها نيز أو را بشناسند ، ووارد دوزخ نمىشود جز كسى كه آنان را انكار كند وآنان نيز أو را انكار كنند ، خداوند شما را به دين اسلام مخصوص داشت ، وشما را براي آن خالص وسزاوار گردانيد ، زيرا اسلام نام سلامت ، ومجتمع بزرگوارى وكرامت است ، راه اسلام را خداوند برگزيده ، ودلائل آن ( قرآن ) را بيان فرموده كه ظاهر آن دانش وباطنش حكمت است ، احكام ( يا تازههاى ) آن از ميان نمىرود ، وشگفتيهاى آن پايان نمىپذيرد ، در صفحات آن باران نعمتزا وچراغهاى ظلمت زداست ، درهاى خير وبركت جز به وسيله آن گشوده نمىشود ، وتاريكيهاى جهل جز به چراغ هدايت آن زدوده نمىگردد ، خداوند حدود محرّمات خود را در آن تعيين كرده ، وحلال ومباح خويش را در آن مشخّص ساخته است ، بهبودى است براي كسى كه از آن سلامت بجويد ، وبىنيازى است براي كسى كه از آن بىنيازى بخواهد . »
[ شرح ]
( 30637 - 30629 ) طلوع طالع اشاره به فرا رسيدن دوران حكومت آن حضرت ، وانتقال خلافت به اوست ، وجمله لمع لا مع كناية از ظهور خلافت است ، از اين نظر كه حقّ اوست ،