تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
يعنى آن چيزى كه از هجوم آن شما را بيم مىدهم چيزى جز مرگ نيست ، أسمع وأعجل هر دو حالند از معنايى كه بدان اشاره شد وبدين سبب محلّا منصوبند . ( 27068 - 27048 )

فرموده است : فلا يغرّنك . . . تا وأمن العواقب .

يعنى نفس بد كنش ، تو را با ديدن انبوه مردم به وسوسه نيندازد ، واز ياد مرگ غافل نسازد ، مراد از سواد النّاس كثرت وانبوهى مردم است ، زيرا بسيارى از أوقات ، انسان ، مرده‌اى را مىبيند كه أو را بر دوش گرفته به گورستان مىبرند وبا مشاهده آن نرمشى در دل وبيمى در خاطر پيدا مىكند ، امّا ديرى نمىگذرد كه وسوسه شيطان دوباره أو را فرا مىگيرد وبه أو القا مىكند كه اين انبوه مردم مشايعت كننده‌اند كه زنده‌اند ، وخود أو نيز با داشتن جوانى وبرخوردارى از تندرستى از همين خيل زنده‌هاست ، وآنچه سبب مرگ اين مرده شده قتل يا بيمارى وأسباب ديگرى بوده كه أو از آنها آسوده وفارغ است ، وخلاصه به حيله‌ها ونيرنگهاى مختلف أو را از عبرت گرفتن از حال مردگان دور ومحروم مىكند ، از اين رو امام ( ع ) شنوندگان را از دچار شدن به چنين فريب ونيرنگى نهى مىكند ، واين كه غرور را به سواد ناس يعنى انبوه مردم نسبت داده به سبب اين است كه مشاهده كثرت وزيادى مردم مايه پيدايش اين غرور وغفلت است ، سپس با عبارات فقد رأيت . . . تا يستعتبون آنها را توجّه مىدهد كه اين ريو وفريب را ، خود مىبينند وواو در اين جا براي حال است ، ومن جمع بدل بعض از كلّ است كه من كان قبلك مىباشد ، ومعناى آن اين است كه همان گونه كه مرگ آنها را فرو گرفت واز جايشان بركند ، فرجام كار شما نيز چنين خواهد بود . ( 27098 - 27069 )

فرموده است : طول أمل

واژه طول بنا به اين كه مفعول له است منصوب مىباشد . يعنى به سبب آرزوهاى دور ودراز اين كارها را مرتكب مىشدند ، وممكن است مفعول مطلق توكيدى به جاى حال باشد ، ونيز محتمل است ظرف وعامل آن أمن ، ويا چنان كه گفته شده بدل از من كان قبلك دانسته شود يعنى : آرزوى