توفيق اداى آن ، خود نعمتهاى ديگرى است ، كه ما در شرح خطبه اوّل به آنها اشاره كردهايم ، ضمنا در اين جا احتمال مىرود كه مراد ، شكر بارى تعالى نسبت به بندگان شكر گزارش باشد ، چنان كه فرموده است :
« فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَلِيمٌ
« 3 » » يعنى : خداوند شكر گزار وآگاه است . در اين صورت پيداست كه اتّصال نعمت به شكر ، در چه درجهاى از تفضّل وجود وبخشش قرار دارد ، زيرا آنچه ميان مردم ، متعارف ومعمول مىباشد اين است كه شكر از جانب كسى به عمل مىآيد كه به أو احسان شده است ، اما شكر از جانب احسان كننده خود احسانى ديگر وبخششى والاتر است .
( 23347 - 23341 )
2 - اين كه امام ( ع ) خداوند را در برابر نعمت وبلا يكسان ستايش مىكند ،
براي اين است كه لزوم آن را گوشزد فرمايد ، زيرا نعمت گاهى بلاست چنان كه خداوند متعال فرموده است :
« وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً »
ونيز گاهى بلا نعمت است ، زيرا موجب استحقاق ثواب آخرت مىشود ، وآنچه سبب نعمت شود نيز نعمت خواهد بود از اين رو همان گونه كه شكر نعمت واجب است شكر بر بلا نيز واجب مىباشد ، وهمه نعمتهاى اوست .
( 23361 - 23348 )
3 - امام ( ع ) گوشزد مىفرمايد كه براي تربيت وتهذيب نفس ورام كردن آن ،
استعانت ويارى جستن از خداوند ضروري است ، زيرا نفس انسان نسبت به انجام دادن أوامر إلهي در مقايسه با وظايف ديگرى كه دارد ، سست وكند ودير كوش است ، ولازم است كه انسان در مقابل اين طبيعت ، مقاومت وايستادگى كند ، همچنين براي ارتكاب گناه ، سريع وشتابكار است ، زيرا گناه مقتضاى طبع اوست .
( 23377 - 23362 )
4 - امام ( ع ) تذكار مىدهد ، كه درخواست آمرزش از خداوند براي هر گناه كوچك وبزرگ واجب است
همان گناهانى كه علم خداوند به آنها احاطه دارد
و
هامش
( 3 ) سوره بقره ( 2 ) آية ( 58 ) يعنى : خداوند شكر گزار ( پاداش دهنده ) وآگاه است .