ذكر عدم امكان درمان پذيرى ، آن را ترشيح داده است ، ونيز واژههاى آكل وشارب را كه از خوردن وآشاميدن سير نمىشود براي زمانه استعاره آورده وجهت مناسبت اين است كه روزگار همچون خورنده وآشامندهاى كه پيوسته مىخورد ومىآشامد وخوردنيها وآشاميدنيها را به پايان مىرساند ، به آفريدگان يورش مىبرد وآنها را نابود مىگرداند ، ومراد آن حضرت از مرحوم يعنى كسى كه مورد ترحّم ديگران بوده تهيدستان وبينوايانى است كه تنگدستى ونادارى آنها به توانگرى وثروتمندى تبديل يافته واكنون مورد رشك وحسد ديگران قرار گرفتهاند ، ومنظور از مغبوط كه اكنون مورد ترحّم است توانگرى است كه بر اثر گردشهاى روزگار غناي أو به فقر مبدّل شده تا آن جا كه مورد ترحّم ديگران قرار گرفته است ، واين سخن كه فرموده است : اين نيست مگر اين كه نعمتي زايل شده است ، مراد زوال نعمت از كساني است كه مورد رشك وغبطه بوده وسپس سختى وبدبختى بر آنها وارد شده است .
( 23620 - 23603 )
11 - امام ( ع ) با اظهار شگفتى وذكر سبحان الله بر سبيل تعجّب ، شادى دنيا را فريبنده ،
وسيرابى آن را تشنگىزا ، وبهره گرفتن از سايه آن را باعث احساس گرماى آفتاب ، بيان فرموده است ، ذكر سير آب بودن اشاره است به بهرهورى وكامگيرى كامل از لذّات دنيا ، وواژه فيء كه به معناى سايه است كناية است بر ميل به تحصيل دنيا وتكيه بر مال ومنال آن ، وجهات مشابهت اين است كه شادى وخوشحالى ، ودلبستگى به دنيا واعتماد به آن ، انسان را از عمل براي تحصيل ثوابهاى آخرت باز مىدارد ، ونمىگذارد انسان به سوى خدا رو آورد ، از اين رو شادى وسرور آن نيرومندترين انگيزهاى است كه آدمي را به دنيا شيفته وفريفته مىكند ، همچنين سيرابى وكاميابى از لذائذ وآسودگى در سايه مال ومنال دنيا ، قويترين اسبابى است كه انسان را به اين أمور تشنه ودلباخته مىكند ، وصلحا ونيكان را از معامله جان ومال با خدا باز مىدارد وآتش دوزخ را براي آنان فرآهم مىكند ، بدين مناسبت است كه غرور به سرور وظماء ( تشنگى ) به