به أو ايمان مىآوريم مانند ايمان كسى كه ناديدهها را ديده ، وبه آنچه به أو وعده داده شده آگاه گرديده است ، آن چنان ايمانى كه اخلاص آن ، شرك را بزدايد ، ويقين آن ، شكّ را از ميان بردارد ، شهادت مىدهيم كه هيچ معبودى جز أو نيست ، يگانه است وهيچ شريك وانبازى ندارد ، واين كه محمّد ( ص ) كه درود خداوند بر أو وخاندانش باد بنده وفرستاده اوست ، دو شهادتي كه گفتار را بالا مىبرد ، وكردار را بلند مىگرداند ، دو شهادتي كه در كفّه هر ميزاني گذاشته شود سبك نمىشود ، واز كفّه هر ميزاني برداشته شود سنگين نمىگردد .
اى بندگان خدا ! شما را به پرهيزگارى سفارش مىكنم ، همان چيزى كه هم توشه وزاد وهم ملجأ وپناه است توشهاى كه رهرو را به منزل مىرساند ، وپناهى كه از عذاب آخرت مىرهاند ، كسى كه فريادش از همه رساتر بود آن را دعوت كرد ، وكسى كه شنواتر وحقّ را پذيراتر بود آن را فرا گرفت ، دعوت كنندهاش آن را به گوش همگان رسانيد ، وفراگيرندهاش رستگارى يافت .
اى بندگان خدا ! تقوا ، دوستان خدا را از ارتكاب حرام باز مىدارد ، وترس از أو را در دلهايشان جا مىدهد ، آن چنان كه آنان را شبها ( براي عبادت ) در بيدارى ، ودر روزهاى گرم وسوزان در تشنگى ( روزه ) نگه مىدارد ، آنها با تحمّل رنج ، آسايش آخرت ، وبا تشنگى اين جا سيرابى آن جا را به دست آوردهاند ، مرگ را نزديك شمردند ، وبه كار آخرت پرداختند ، آرزوها را دروغ دانستند ، وپايان زندگى را در نظر گرفتند .
اين دنيا سراى نابودى ورنج ، وجاى دگرگونيها وعبرتهاست ، از فناى روزگار اين است كه پيوسته تيرش در چلّه كمان است وتيرهايش خطا نمىكند ، وزخمهايش درمان نمىپذيرد ، زنده را با خدنگ مرگ ، وتندرست را با تير بيمارى هدف قرار مىدهد ، ونجات يافته را به هلاكت مىكشاند ، خورندهاى است كه سير نمىشود ، وآشامندهاى است كه تشنگى أو فرو نمىنشيند .
از جمله رنجهاى دنيا يكى اين است كه آدمي آنچه را كه نمىخورد
و
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 170
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص١٧٠