تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
مرگ نيست زيرا مرگ را همه مىدانند ومىشناسند ، بلكه منظور شرح سكرات وحالات پر هراس مرگ است ، وجمله . . . وما كانوا يأمنون اشاره به مرگ وأحوال پس از آن است ، زيرا آن غافلى كه در لذّات دنيا فرو رفته وخود را به دست خواهشهاى نفس سپرده است ، ترس مردن وبيم جان دادن ، در چنين أحوال واوضاعى به أو دست نمىدهد ، بلكه خود را از مرگ در امن وأمان مىپندارد ، وسخن آن حضرت كه فرموده است : فغير موصوف ما نزل بهم به معناى اين است كه سختيهايى كه به آنها خواهد رسيد وشدايد سهمگينى كه بر آنها وارد خواهد شد از حدّ توصيف بيرون است وشرح آنها ممكن نيست ، ونهايت آنچه در اين باره مىتوان گفت تمثيل وتشبيه است ، چنان كه در تورات آمده است كه مثل مرگ مثل درخت خارى است كه تمامى درون بدن آدمي را فرا گرفته وهر سر خارى به رگ يا عصبى بند شده باشد ودر اين حال مردى نيرومند آن را با منتهاى شدّت وسختى بيرون كشد پيداست كه بر سر رگها وپىها چه خواهد آمد ، واژه ولوج را براي دخول مرگ در بدن وجدايى روح از يكايك اعضا وجوارح تن استعاره فرموده وآن را به در آمدن جسمي در جسم ديگر همانند فرموده است ، همچنين واژه عب ، را براي گناهانى كه نفس آدمي آنها را بر پشت دارد استعاره آورده وبا ذكر ظهر ( پشت ) آن را ترشيح داده ومحسوس براي معقول استعاره شده است . ( 22012 - 21901 )

5 - فرموده است : والمرء قد غلقت رهونه بها :

امام ( ع ) اين جمله را براي كسى كه دچار وبال دستاوردهاى خود شده ، وتبعات اعمال ، أو را از وصول به درجات كمال باز داشته واز رسيدن به سعادت پس از مرگ محروم ساخته به طريق ضرب المثل آورده است ، بديهي است چنين كسى مىتواند با توبه وبازگشت به سوى خدا وانجام دادن اعمال نيك خود را از قيد اين تبعات آزاد كند ، از اين رو چون أو خود را در گرو مجموعه آثار زشتى كه در راه گردآورى أموال در نفس خود پديد آورده ، قرار داده است ، امام ( ع ) أو را به آنچه در قبال مال ، گروگان گرفته مىشود تشبيه فرموده است ، يكى از شارحان گفته مراد اين