تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
يسمع باذن غير سميعة » نيز چنان كه گذشت كناية بر عدم انتفاع از شنوايى وعبرت نگرفتن از موعظه‌ها ودستورهاى إلهي است ، ونيز واژه تخريق را براي خرد اين گونه مردم استعاره فرموده است كه آن را در راه أمور دنيوي ومقاصد مادّى پريشان وناتوان مىسازند ، جهت استعاره مذكور اين است كه عقل هنگامى موزون وسودبخش است كه در راه آنچه براي آن آفريده شده به كار رود ، واين عبارت است از توشه برداشتن براي سفر آخرت ، وفرا گرفتن دانش وحكمت ، وتأمّل در دقايق أمور دنيا واستدلال كردن به آن بر وجود خالق يكتا وعمل بر وفق آنچه براي أو شايسته وسزاست وأمثال اينها كه مايه كمال وآمادگى أو براي جهان ديگر مىباشد ، ودر اين صورت عقل آدمي در مدار خود قرار دارد وسودمند وثمربخش خواهد بود ، وامّا اگر انسان آن را در راه آنچه سزاوار نيست به كار برد وكوشش خود را براي گردآورى آنچه ميان مردم پراكنده است مصروف دارد ، ودر راه أمور بىارزش وحفظ آنچه از دنيا دارد صرف كند ، خرد أو مانند جامهء پاره‌اى است كه نمىتوان از آن سود برد ، وكار اين كس به آن جا مىرسد كه پيوسته در غم واندوه چيزهايى است كه از دست أو بيرون رفته ، ودر بيم وهراس است از زوال آنچه در دست دارد ، وهمّت وتلاش أو مصروف است در راه گردآورى آنچه تا كنون به دست نياورده است ، چنان كه پيامبر أكرم ( ص ) فرموده است : من جعل الدّنيا أكبر همّه فرّق اللّه عليه همّه ، وجعل فقره بين عينيه ، يعنى : هر كس دنيا را بزرگترين فكر ومقصد خود قرار دهد ، خداوند فكر أو را پريشان مىكند ، وفقر ونادارى را در برابر چشمانش قرار مىدهد ومناسبت تخريق با شهوات وأميال نفساني آشكار است ، زيرا در اين هنگام زمام عقل أو به دست شهوتها وخواهشهاى نفس است ، وخرد أو به ميزان اعمال ورفتارى كه در جهت ارضاى شهوات خود دارد پريشان وناتوان شده است . واژه إماته ( ميراندن ) را براي دل استعاره آورده وجهت مناسبت اين است كه مانند مردگان از قلب خود سود نمىبرد يعنى همان سودى كه به معناى حقيقي خود بوده وپايدار وماندنى باشد . وضمير عليها كه در سخن امام ( ع ) است