تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
به دنيا برگشت دارد يعنى دنيا أو را شيفته ودلباخته خود مىكند ، وتولّه كه به معناى شيفتگى است كناية از شدّت محبّت به دنياست واطلاق آن بر سبيل مجاز واز باب تسميه شيء است به چيزى كه از غايات ونتايج آن است ، همچنين واژه عبد ( بنده ) را براي دوستدار دنيا استعاره فرموده است زيرا أو دوست وشيفته آن است وبراي به دست آوردن آن غير آن را رها كرده ، وبه دنبال آن به هر گونه كه دنيا در آيد أو نيز به همان گونه در مىآيد ، وبه هر سو حركت كند أو نيز به همان سو گام بر مىدارد ، اگر دنيا را به دست آورده باشد در افزونى وآبادانى وحفظ آن مىكوشد واگر آن را از دست داده باشد در راه تحصيل آن تلاش مىكند ، ودر راه اين مقصود كمر به خدمت دنيا داران مىبندد ودر اين هنگام أو مانند بنده وبرده بلكه از اين نيز پست‌تر وزبون‌تر است ، چنان كه امام ( ع ) در جاى ديگر مىفرمايد : عبد الشّهوة أذّل من عبد الرقّ يعنى بنده شهوت از برده خوارتر است ، زيرا انگيزه برده در خدمت وأطاعت ، غالبا اجبار است ولى انگيزه بنده شهوت ، طبيعي واز روى اختيار مىباشد ، وتفاوت ميان اين دو بسيار است . ( 21900 - 21776 )

4 - فرموده است : وهو يرى المأخوذين على الغرّة ،

وأو در ( وهو ) براي حال است ، اين آغاز شرح چگونگى فرا رسيدن مرگ غفلت پيشگانى است كه خود را براي آن وأحوال پس از آن ، وبالآخرة براي سفر پر خطر آخرت آماده نكرده‌اند ، وبيان كيفيت مردن وجان سپردن آنهاست از آغاز رسيدن مرگ تا انجام آن ، وهمچنين ذكر أحوال آنهاست با كسان واطرافيان خود وچگونگى رفتار برادرانش با اوست ، توصيفى كه امام ( ع ) از اين حالات فرموده به گونه‌اى است كه از نظر وضوح وبلاغت بيش از آن وبهتر از آن ممكن نيست ، غرض آن بزرگوار از اين بيان متذكّر ساختن گنهكاران به سختيهاى مرگ وبيدار كردن آنها از خواب غفلت وفرو رفتن در باطل ، ووجوب عمل براي سفر به ديار آخرت است . همچنين اين بيان تأييد ودلگرمى است براي سالكان راه خدا كه در قصد خود پا بر جا واستوار باشند ، ومراد از جمله ما كانوا يجهلون يعنى آنچه را نمىدانستند ،