تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
2 ) بحث كبروى كه در صورت ثبوت حكم‌عقل : آيا حكم‌عقل با حكم‌شرعى تلازم دارد يا ندارد ؟ ( مبحث تلازم بين حكم عقل و شرع ) . * مبحث‌اصلىسوم : مبحث اصول‌عمليه است : در اينجا ابتدا مناسب است مقدارى دربارهء برخى مبادىء احكاميه تصديقيه اين مبحث بحث شود ، نظير : بحث دربارهء فرق ميان ادلّه و اصول‌عمليه و حدود اثبات مدلول در هريك از آنها و اينكه آيا مدلول‌التزامى در هريك از اين دو نوع دليل به‌وسيله آن‌دليل ثابت مىشود يا نمىشود ؟ و اينكه چرا مثبتات ادلّه حجّت‌اند لكن مثبتات اصل ، حجّت نيستند ؟ * سپس دربارهء خود اصول‌عمليه بحث مىشود و به دو بخش تقسيم مىشوند : 1 ) اصل عملى عهده‌دار تبيين وظيفهء عملى در مورد شك مقرون به علم اجمالى ؛ نظير : أصالهء الاحتياط . 2 ) اصل عملى عهده‌دار تبيين وظيفهء عملى در مورد شك غير مقرون به علم اجمالى يا به تعبيرى ديگر : شبههء بدويه ، كه مبحث : برائت و استصحاب در اين بخش قرار مىگيرند . اين خلاصه‌اى بود از دوگونهء تقسيم‌بندى مسائل‌اصول در مدرسهء استاد شهيدآيت‌الله صدر ( قدس سره ) . * امتيازاتى كه اين دو نوع تقسيم‌بندى روىهم‌رفته دارند عبارت است از : 1 ) درنظرگرفتن فايدهء نظرى در تقسيم‌بندى اول و فايدهء عملى در تقسيم‌بندىدوم ؛ 2 ) توجّه به‌دو جهت تنوّع‌اصلى در مسائل‌اصولى ، يكى به‌لحاظ نوع‌دليليت ، ديگرى به‌لحاظ نوع‌دليل ؛ 3 ) جداسازى مباحث به‌لحاظ انواع دليليت در تقسيم‌بندى اوّل و جداسازى مباحث به‌لحاظ انواع دليل در تقسيم‌بندى دوم . كه موجب هوشيارى و توجّه و دقّت جويندگان اين علم مىشود و مانع از خلط و اشتباه انواع مسائل با يكديگر است . لكن ، علىرغم اين جهات امتياز ( و چه بسا جهات امتياز ديگرى كه در اين دو گونه تقسيم‌بندى وجود دارد ) ، جهات اشكال متعدّدى در اين دو تقسيم‌بندى وجود دارد . ما ابتدا به اشكالات مشترك دو تقسيم ، سپس به اشكالات مختصّ به هر يك از دو تقسيم اشاره مىكنيم : * اشكالات‌مشترك دو تقسيم عبارت‌اند از : 1 . تقسيم‌بندى مسائل‌علم نبايد صرفاً بر اساس تنوّع و چگونگى مسائل‌علم مبتنى باشد ؛ زيرا مسائل هر علمى ممكن است ازجهات گوناگون با يكديگر اختلاف و تفاوت داشته