تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
تنوّعى كه ميان ادلهء اصولى به لحاظ ذات آنها برقرار است آن تنوّعى كه منشأ اثر اصولى است ، تنوّع به لحاظ مجعول‌شرعىبودن يا نبودنِ دليل و نيز ، در آنچه مجعول‌شرعى است لحاظ كاشفيت و عدم لحاظ آن است و لذا بنابر اين تقسيم‌بندى ، ادلّه به دو قسم كلّى تقسيم مىشوند : ادلهء شرعيه و ادلهء عقليه . * ادله شرعيه به دو قسم تقسيم مىشوند : 1 ) دليل‌هايى كه شارع در جعل آنها كاشفيت از واقع را لحاظ نموده كه از آنها به ادلّه تعبير مىشود ؛ 2 ) دليل‌هايى كه شارع در جعل آنها كاشفيت را لحاظ ننموده و تنها به تعيين وظيفهء عملى نظر داشته كه از آنها به اصول عمليه تعبير مىشود . بنابر اين ، اقسام اصلى مباحث‌اصول بدين ترتيب خواهند بود : 1 ) ادلهء شرعيه ؛ 2 ) ادلهء عقليه ؛ 3 ) اصول‌عمليه . * مبحث مربوط به ادلّه شرعيه ، سه جهت بحث دارد : 1 ) دلالت دليل شرعى كه بايد دربارهء حدود و قواعد و قوانين اين دلالت بحث شود كه مباحث الفاظ در اين بخش جاى مىگيرند ؛ 2 ) اثبات صدور آن از سوى شارع يا به تعبيرى : اثبات صغراى استدلال فقهى . مباحثى نظير : تواتر ، اجماع ، خبر واحد ، سيره و شهرت دربارهء اثبات‌صدوردليل از شارع بحث مىكنند ؛ 3 ) حجّيت دلالت دليل يا اثبات كبراى استدلال فقهى كه مبحث حجّيت ظهور و تبعيت دلالت التزامى از دلالت مطابقى در حجّيت در اين قسمت ، جاى دارند . * و مبحث ادله عقليه كه در اين مبحث پيرامون آن دسته از قضاياىعقلى كه مىتوان از آنها به نتيجهء حكم‌شرعى دست‌يافت ، بحث مىشود . اين قضايا بر دو دسته‌اند : 1 ) قضايايى كه مىتوانند بدون مقدّمهءشرعيهء حكم‌شرعى را نتيجه دهند كه مستقلات عقليه نام دارند ؛ 2 ) قضايايى كه تنها با ضميمهء مقدّمهءشرعيهء حكم‌شرعى را نتيجه دهند كه غير مستقلات عقليه از آنها تعبير مىشود . * در مباحث ادله‌عقلى به دو نوع بحث پرداخته مىشود : 1 ) بحث صغروى كه پيرامون اصل حكم عقل است كه : آيا عقل چنين حكمى مىكند يا نه ؟