آن نيست ؛ زيرا وضوح عرفى و عقلايى با وضوح علمى و منطقى متفاوت است . حجّيت ظهور اگر چه بهطور اجمال وضوح عرفى و عقلايى دارد ؛ لكن اسباب و ملاكات آن و نتايج و آثار مترتّبه بر آن و حدود و خصوصيات آن ، روشن نيست و مراد از وضوح علمى ، وضوح شىء به لحاظ همين جهات است . مرحوممحقّقخوئى خود اعتراف مىكند كه دربارهء حجّيت ظهور در برخى موارد ميان محقّقان اختلاف نظر است و سه مورد از اختلاف نظر در اين زمينه را متعرّض مىشوند :
1 - آيا حجّيت ظهور مشروط به ظنّ به وفاق يا عدم ظنّ به خلاف مىباشد يا نه ؟
2 - آيا ظواهر كتاب حجّت است ؟
3 - آيا حجّت ظواهر مختصّ به « من قصد إفهامه » مىباشد يا نه ؟
اختلافى كه در اين سه مورد وجود دارد - و محقّقخوئى نيز بدان اقرار دارد - نشانهء همان است كه گفتيم ، يعنى اينكه ظهور و وضوح عرفى و عقلايى حجّيتظهور ، با ظهور و وضوح علمى آن متفاوت است و آنچه در اين زمينه واضح و ظاهر است : وضوح عرفى و عقلايى اجمالى حجّيتظهور است نه وضوح علمى آن . بنابراين ، حجّيتظهور از ديدگاه علمى جاى بحث فراوان دارد و لازم است پيرامون علل و اسباب آن و نتايج و آثار آن و حدود و خصوصيات آن ، بحث شود و حذف آن در تقسيمبندى مسائل علم اصول ناموجّه است .
همچنين مبحث تعارض ، دليلى بر حذف آن در تقسيم بندى مباحثاصول نيست . ظاهراً بهدليل اينكه معظّمله اساس تقسيم را نتيجهء قاعدهء اصولى از ناحيه اينكه مفيد علم وجدانى به حكم شرعى واقعى است يا مفيد علمتعبّدى به آن يا مفيد وظيفهء عملى شرعى يا عقلى است قرار دادهاند و نتيجهء قواعد بابتعارض هيچيك از اين نتايج على الخصوص نيست ، بلكه گاه مفيد علمتعبّدى به احد المتعارضين است آنجا كه مورد ترجيح باشد و گاه مفيد وظيفهء عملى شرعى يا عقلى است اگر كار به تعادل و تخيير بكشد ؛ لهذا ترجيح دادهاند از ادراج اين مسأله در تقسيم بندى ، چشم پوشى كنند تا گرفتار اشكال تردّد بين دو نوع نتيجه ناهمگون نشوند ؛
5 ) اگر در تقسيمبندى ايشان - در مرحلهء نظر - ترتيب منطقى ، ميان اقسام در نظر گرفته شده ( زيرا قسم اوّل : مفيد علموجدانى است و قسم دوم : مفيد علمتعبّدى است و قسم سوم : مفيد وظيفهء شرعيه عند عدم الدليل المفيد للعلم التعبّدى است و قسم چهارم مفيد وظيفهء عمليهء عقليه عند عدم الدليل المفيد للعلم التعبّدى ولا للوظيفهء العمليهء الشرعيهء است ) ؛ لكن در مرحلهء عمل ، اين نوع ترتيب نه در تحقيقات و آثار درسى بجاى مانده از ايشان رعايت شده و نه اين نوع ترتيب با ترتيب رايج ميان اصوليان منطبق است ، زيرا اصوليان - من جمله خود ايشان - « مباحثالفاظ » را بر « مباحث استلزامات عقلى » مقدّم داشته و آن را از « مباحث حجّيت » جدا ساختهاند ؛ در حالىكه در
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 75
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص٧٥