تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
حكم‌شرعى - طبق مبناى ايشان - شايستهء دخول در زمرهء مسائل‌اصول است ، مبحث « مقدّميت ترك ضد براى ضد ديگر » نيز كه مىتواند در اثبات حجّت بر حكم‌شرعى كه صحّت ضد عبادى واجب اهم يا عدم صحّت آن است دخالت داشته باشد همين شايستگى را داراست و همچنين مبحث « ترتّب » كه نظير ساير مباحث اصولى لفظى دخل مستقيمى در اثبات حجّت بر حكم‌شرعى و اثبات صحّت فعل ضد عبادى واجب اهم در فرض عصيان واجب اهم دارد ؛ 3 . اساس تقسيم و وجه منطقى ارتباط مباحث با يكديگر و تقدّم برخى بر ديگرى در اين تقسيم بندى ، نامعلوم است و اينكه به‌دليل « شرافت مباحث عقلى » آنها را بر ساير مباحث مقدّم شمرده‌اند وجه عجيبى است كه به خطابه بيشتر شباهت دارد تا برهان ! ! مگر شرافت يك بحث مىتواند دليل تقديم آن بحث بر ساير مباحث در ترتيب و تبويب مباحث يك علم باشد ؟ 4 . بيرون شمردن مباحث مربوط به « براءت و اشتغال » از زمرهء مباحث‌اصولى به‌دليل اينكه نتيجه اين دو اصل حكم‌فقهى است و اينكه واسطهء استنباط حكم‌فقهى قرار نمىگيرند ، مطلب ناموجّهى است ؛ زيرا همان‌گونه كه به مناسبتى اشاره كرديم ، در مباحث اصول‌عمليه ، بحث دربارهء خود حكم‌الزامى حرمت و وجوب يا حكم‌اباحه و عدم تكليف الزامى نيست ، بلكه دربارهء اثبات‌دليلى بحث مىشود كه اثبات‌كنندهء وظيفهءعملى است ؛ چه آنكه مفادش عدم الزام يا الزام باشد . پس آنچه محطّ نظر اصولى در اين بحث است ؛ قواعد اثبات‌دليل بر وظيفهءعملى است نه خود وظيفهءعملى كه اثبات آن كار فقيه است ؛ 5 ) طبق تقريرى كه محقّق‌اصفهانى ( رحمه الله ) از مباحث لفظيه نموده‌اند و مباحث لفظيه را به سه قسم تقسيم كرده‌اند ( مجعولات‌شرعيه من حيث أنفسها ، مجعولات شرعيه من‌حيث تعليقها على شرط أو وصف و موضوعات مجعولات شرعيه من‌حيث‌العموم والخصوص والإطلاق والتقييد والإجمال والبيان ) - طبق اين تقرير - ادراج اين مباحث تحت عنوان « مباحث لفظى » وجهى ندارد ، زيرا اين نحوهء تقرير ، نقشى براى دلالت‌لفظى در نظر نمىگيرد و همهء نقطه ارتكاز بحث را بر مفاهيم الفاظ من حيث هى مفاهيم قرار داده و مجعولات شرعيه يا موضوعات مجعولات شرعيه را مورد توجّه قرار مىدهد .

3 . تقسيم محقّق‌خوئى ( رحمه الله )

استاد محقّق خوئى ، تقسيم مباحث اصولى را بر اساس تنوّع قاعده اصولى از ناحيهء نتيجه قرار داده است و نتيجهء قاعدهء اصولى را به چهار نوع تقسيم نموده است « 1 » : 1 ) افادهء علم وجدانى به حكم شرعى واقعى ؛
هامش
( 1 ) . المحاضرات : 6 - 8 .