تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
همان‌گونه كه از بيان گذشته روشن است ، ما در بيانات محقّق‌عراقى ( رحمه الله ) ، با دو شيوهء كاملًا متمايز تعريف ، مواجهيم كه : شيوه نخست : ادامهء همان شيوه‌اى است كه در مدرسهء ميرزاىنائينى ( رحمه الله ) و پيش از آن در مدرسه آخوند ( رحمه الله ) و مشهور ( پيش از آخوند ) ، رايج بوده است كه مبتنى بر ارائهء ضابط واحد جامع و مانع از كليهء مسائل‌اصولى ، در تعريف علم‌اصول است و همين شيوه منجر به اين همه نقد و ايرادها و نقض و ابرام‌ها شده است . شيوه دوم : شيوه‌اى است كه محقّق‌عراقى ( رحمه الله ) ، در اثناى بياناتشان به‌گونه‌اى گذرا به آن پرداختند و آن اينكه ، اصولًا مسائل‌اصولى رايج ، حول دو محور اصلى دور مىزنند ، يكى « حجّيت » و ديگرى « دلالت » . * ايراد بر اين تعريف : با اين مقدّمه ، نقد خود را نسبت به بيانات محقّق‌عراقى ( رحمه الله ) ، آغاز مىكنيم : 1 . نخستين نقد ما اين است كه معظّم‌له با دو روح و دو ديدگاه از يكديگر متمايز ، به تعريف ضابطهء قواعد اصولى پرداخته كه يكى : ديدگاه يك بُنىدانستن مسائل اصولى است - چنانچه ديدگاه مشهور و آخوند و مدرسهءميرزا چنين بود - و ديدگاه ديگر : ديدگاه دو بُنىدانستن مسائل‌اصولى است و اين دو ديدگاه با يكديگر متفاوت‌اند . لكن محقّق‌عراقى تكليف نهايى ديدگاه خود رادراين رابطه معين نكرده است . 2 . نقد دوم اين است كه بر مبناى ديدگاه يك‌بنىمسائل‌اصولى حاصل تعريف محقّق‌عراقى با در نظر گرفتن همهء قيود و حدودى كه در مجموع نقض و ابرام‌ها و ردّ و اثبات‌ها در تعريف گنجانيده است ، چنين مىباشد : القَواعِدُ الواقِعةُ في طريقِ استِفادةِ الوَظيفةِ العَمليّةِ عَقليّةً أو شَرعيّةً وَلَو بِجَعلِها كبرى قياسٍ يُنتِجُ حُكماً شَرعياً كلِّياً واقِعياً أو ظاهرياً أو حُكماً عَقلِياً مِن دونِ اختِصاصِها بِبابٍ دونَ بَابٍ . اين تعريف ، همچنان مسائل ساير علوم‌مقدّماتى واقع در طريق استنباط احكام شرعى را نظير : مسائل علوم ادبى ، رجالى و منطق را شامل است ؛ زيرا كليهء قيود و ضوابط مبين در اين تعريف ، بر قواعد و مسائل اين علوم كاملًا صادق است . و بر مبناى دو بُنىدانستن مسائل اصولى ، قواعد و مسائل علم اصول ، به دو علم وفن باز مىگردند كه بايد براى هر يك ، علم جداگانه‌اى تدوين و تعريف مستقلّى ارائه كرد .