بنابراين ، براى اينكه بتوان جامعى كه مسائلعلماصول را دربربگيرد ارائه داد ؛ بهترين تعريف - در نظر محقّقاصفهانى ( رحمه الله ) - همان است كه در بالا به آن اشاره شد .
در اين تعريف ، ملاكاصولىبودن مسأله - كه جامع بين همه مسائلاصولى است - اين است كه بتواند در « طريق اقامهء حجّت بر حكم شرعى » بهكار رود . اين تعريف ، شامل امارات و اصولعمليه هر دو مىشود ؛ زيرا هدف از هر دو مبحث ، بهدستآوردن حجّت بر حكمشرعى است . بحث از حجّيت « خبر واحد » ، « ظواهر الفاظ » و ساير « امارات » ، بحث دربارهء « حجّت بر حكم شرعى » است . در اصولعمليه - اعم از عقلى و شرعى - نيز غرض ، تحصيل حجّت بر حكمشرعى است .
آرى ، درمورد برخى اصولعمليه كه خود حكمشرعىاند ( نظير اصلبرائت ) بايد ملتزم شد كه از علماصول خارجاند و بحث دربارهء آنها در علماصول استطرادى است .
آنچه در اين تعريف به چشم مىخورد - اگرچه در عبارات محقّقاصفهانى ( رحمه الله ) بدان تصريح نشده - اين است كه از سياق تعريف بهنظر مىرسد ، محقّقاصفهانى ( رحمه الله ) « مباحثالفاظ » و نيز « استلزامات » را از علماصول خارج مىدانسته ؛ زيرا از عبارت ايشان كه فرمود :
« مَا يُبحَثُ فِيهِ عَن القَواعِدِ المُمَهِّدَةِ لِتَحصِيلِ الحُجّةِ عَلى الحُكمِ الشَرعِيّ »
استفاده مىشود : تلاش ايشان در جهت ارائهء تعريفى بوده است كه بتواند امارات و اصولعمليه را در بر بگيرد و هيچگونه تلاشى در جهت ارائهء تعريفى كه بتواند مباحثالفاظ و نيز مباحثاستلزامات را در بر بگيرد ، در عبارات و مباحثعلمى ايشان بهچشم نمىخورد ، بلكه عبارت « لتحصيل الحجّة » - تقريباً - دلالت روشنى بر اين نكته دارد كه ايشان در طريق « تحصيل الحجّة » بودن را ملاك اصولىبودن مىدانسته و چون به عقيدهء ايشان مباحث الفاظ و استلزامات در اين طريق نيستند ؛ از اصول خارجاند .
اين خود يك مبناست . عدهاى از علماى اصول بهطور صريح ، مباحثالفاظ را از دائرهء علماصول ، خارج دانستهاند . در ميان ايندسته از صاحبنظراناصولى ، به دو تن از برجستهترين آنها اشاره مىكنيم :
* حضرت امام خمينى قدّسَالله نفسَه الزكيّة :
كه تأكيد و تصريح دارند كه مباحثالفاظ از مسائلاصول نيست .
معظّمله ، ضمن تعريف علماصول به اينكه :
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 60
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص٦٠