دليل ديگر نباشد و آن اين است كه هر يك از دو دليل مجمل نافى احتمال سوم است زيرا احتمال سوم - حسبالفرض - خارج از مفادّ كلا الدليلين است . بنا بر اين ، در اينجا سه نوع احتمال داريم :
1 ) احتمال مشترك بين كلا الدليلين ؛
2 ) احتمال مختص بكل من الدليلين ؛
3 ) هر احتمالى خارج از احتمال مختص و مشترك .
هر يك از دو دليل داراى يك احتمال مختص و يك احتمال مشترك است و نافى احتمال ثالث ، اين احتمال ثالث كه به وسيلهء يك دليل نفى مىشود شامل احتمال مختص دليل ديگر است و نتيجه چنين مىشود كه دليل حجيت هر يك از دو دليل مجمل با دلالت التزامى احتمال مختص به دليل ديگر را نفى مىكند و بالاخره تنها احتمال مشترك بين الدليلين مشمول دليل حجيت مىماند .
تطبيق اين مطلب بر دو روايت مربوط به تقدير كر به ارطال چنين است كه دليل حجيت خبر شامل دو دليل مجمل يعنى : « الكُرُّ سِتُّ مِأةِ رَطْلٍ » و « الكُرُّ ألفٌ وَمأتا رَطْلٍ » مىشود :
1 . در دليل مجمل اول دو احتمال وجود دارد :
* احتمال مشترك اين دليل : اين است كه مراد از رطل در اين دليل مكى باشد كه با مراد بودن رطل عراقى از دليل دوم سازگار است ؛
* احتمال مختص اين دليل : اين است كه مراد از رطل در اين دليل رطل عراقى باشد ، كه با مراد بودن رطل عراقى از دليل دوم سازگار نيست .
2 . در دليل مجمل دوم نيز دو احتمال وجود دارد :
* احتمال مشترك : اين است كه مراد از رطل در آن رطل عراقى باشد كه با مراد بودن رطل مكى در دليل اول سازگار است ؛
* احتمال مختص : اين است كه مراد از رطل در اين دليل رطل مكى باشد كه با مراد بودن رطل مكى از دليل اول سازگار نيست .
بنا بر اين ، دليل اول احتمال مختص دليل دوم را كه مراد از رطل در آن رطل مكى باشد نفى مىكند ؛ زيرا بنا بر هر دو احتمال موجود در دليل اول ( مكىبودن رطل يا عراقىبودن آن ) احتمال مكىبودن رطل در دليل دوم منتفى است .
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 434
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص٤٣٤