1 ) يا آنكه منتج قواعد كبروى نيستند ؛ نظير : « معانىلغوىالفاظ » يا « وثاقتراوىمعين » كه در دو علم : لغت و رجال ، مورد بحث قرار مىگيرند ؛
2 ) يا آنكه اگر منتج قواعد كبروى هستند ، كبراى آنها چنين نيست كه بدون واسطهء كبرايى ديگر ، حكمفقهى را نتيجه دهد ، يعنى : كبراىاخير ، در قياساستنباط نيست .
لذا از اين تعريف خارجاند . و بدين ترتيب :
مانعيت اين تعريف ، نسبت بهمسائل و قضاياى سائر علوم دخيله در استنباط ، تأمين مىشود .
امّا جامعيت تعريف ، بهگونهاى كه مشكل شمول تعريف را نسبت به اصولعمليه حل كند ، به اين طريق ، حل مىشود كه : مراد از حكمفقهى يا نتيجهءفقهى را اعمّ از حكمشرعى واقعى و ظاهرى قرار مىدهيم و بدين ترتيب ، از اضافهء قيد « أو الَّتي إلَيها يُنتهى في مَقامِ العَمَل » و عطف آن به « واو » يا به « أو » ، بىنياز خواهيم شد .
بدين ترتيب ، ميرزاىنائينى ( رحمه الله ) ، مدّعى است ، تعريف جامع و مانعى ارائه كرده و مشكلات تعاريف سابق را بهوسيلهء آن ، بر طرف نموده است .
لكن ، دورهء ميرزاىنائينى - كه دورهء نشاط و گرمى بازار علماصول در نجف بوده است - به تعريف ميرزا ، اجازهء تداوم حيات نمىدهد و با ضربات نقد و ايراد ، به حيات علمى اين تعريف نيز همچون تعاريف پيشين ، خاتمه مىدهد .
مجموع ايرادهايى كه در اين دوره از سوى رقباى ميرزاىنائينى و نيز تلامذهء او بر تعريف ميرزا و نيز تعاريف رايج ديگر - نظير تعريف مشهور - مطرح شده است را مىتوان در پنج ايراد اصلى ، خلاصه نمود كه سه ايراد از آنها مربوط به بُعد مانعيت تعريفاند و دو ايراد ديگر ، مربوط به بُعد جامعيتاند :
* ايرادهاى مربوط به بُعد عدم مانعيّت از قرار ذيلاند :
1 ) اينكه تعريف شامل قواعد فقهيه نيز مىشود ؛
2 ) اينكه تعريف شامل مسائلعلوم ديگر نيز مىشود . اين ايراد ، بالخصوص بر تعريف مشهور و نيز آخوند ، متوجّه است ؛
3 ) اينكه تعريف شامل مسألهء حجّيتظهور - كه بايد آنرا از مسائلاصول خارج دانست - مىشود . اين اشكال بر مبناى محقّقخوئى و از سوى ايشان ، بر تعريف ميرزاىنائينى و ساير تعاريف قبلى ، متوجّه است .
* و ايرادهاى مربوط به بُعد عدم جامعيّت تعريف ، چنيناند :
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 41
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص٤١