تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
در اين تعريف ، به‌جاى « ادلّه » و « احوال » و « كيفيت دلالت آنها » : « علم به قواعد ممهدهء استنباط » ، جايگزين شده است . به‌نظر مىرسد ، دليل اين تغيير ، اين بوده كه كلمهء « قواعد ممهّده » تعبير جامعى است كه شامل همهء آن بخش‌هايى كه در تعريف قبلى به طور عطف بر يكديگر آمده بود ، مىشود و از اين نظر فنّىتر و مرحله‌اى پيشرفته‌تر است . * آقاى وهبهء الزحيلى ( عالم معاصر سنّى ) نظير اين تعريف را به علماى اصول حنفى و مالكى و حنبلى ، نسبت داده و مىگويد : وعَرَّفَهُ عُلَماءُ الأصُول مِنَ الحَنَفيةِ والمالِكيةِ والحنابِلَةِ بِأنَّهُ : هُوَ القَواعِدُ الَّتي يوصِلُ البَحثُ فيها إلى استِنباطِ الأحكامِ مِن أدلّتِها التَفصيليةِ ، أو : هُوَ العِلمُ بِهذِهِ القَواعِد « 1 » . اين تعريف ، در ميان اصوليين ، شهرت يافت . مشهور اصوليين ما اين تعريف را پذيرفتند ، تا دوران مرحوم آخوند خراسانى ( رحمه الله ) كه اين تعريف را به‌دليل مشكلاتى كه داشت نپذيرفت ، از جمله : 1 ) عدم شمول اصول‌عمليه ، با آنكه بخش مهمى از اصول را تشكيل مىدهند ؛ 2 ) و نيز اينكه به‌كارگرفتن واژهء علم ، نارساست ؛ زيرا قواعد اصولى متعلّق علم و جهل هر دو ، مىشوند و علم ، دخلى در ذات قواعد اصولى ندارد ؛ 3 ) و نيز به‌دليل اينكه قواعد اصول ، آلت‌علم مىباشند ، نه خود علم ؛ 4 ) و نيز به اين دليل كه اين تعريف ، دلالت بر فعليت تمهيد قواعد اصولى ، براى استنباط حكم شرعى دارد ، با آنكه قواعد اصول هيچ توقّفى بر عملىشدن استنباط ندارند ؛ زيرا قواعد اصول ، قواعد اصول‌اند اگرچه فعلًا تمهيد براى استنباط حكم‌شرعى نكنند .

3 . تعريف صاحب كفايه ( رحمه الله )

مرحوم‌آخوند ( صاحب‌كفايه ) ( رحمه الله ) تعريف ذيل را براى علم‌اصول ، پيشنهاد مىكند : صناعَةٌ يعرَفُ بِها القَواعِدُ الَتي يمكنُ أن تَقَعَ في طَريقِ استِنباطِ الأحكام ، أو التي إلَيها يُنتهى في مَقامِ العَمَل « 2 » .
هامش
( 1 ) . أصول الفقه الإسلامى 24 : 1 . ( 2 ) . كفاية الأصول ( با حاشىمشكينى ) 9 : 1 . .