فاتحهء الكتاب مسمّاى صلاة دانسته نشده كه پس از الغاى خصوصيت ، دليل بر آن است كه فاقد جزء يا شرط خارج از مسمّاى صلاة است . بنابر اين ، مسمّاى صلاة به واجد همهء اجزاء وشرايط ( يعنى : صحيح ) اختصاص دارد .
* جواب اين دليل :
اين استدلال نيز به دو دليل ناتمام است :
1 ) به دليل اينكه همانگونه كه در حمل لفظ « صلاة » بر صحيح گفتيم ، استعمال اعم از حقيقت و مجاز است . و صرف استعمال لفظ در يك معنا ، داّل بر حقيقىبودن آن نيست . در اينجا نيز در مورد سلب يك عنوان همين سخن جاى دارد كه سلب عنوان صلاة از فاقد جزء يا شرط دليل حقيقى نبودن فاقد جزء و شرط نيست ؛ زيرا ممكن است سلب صلاة از فاقد ، مجازى و مقصود از آن تاكيد بر اهمّيت جايگاه « فاتحة الكتاب » در ماهيت « صلاة » باشد ؛
2 ) اين دسته از روايات با رواياتى معارض است كه در آنها لفظ « صلاة » بر فاقد جزء يا شرط اطلاق شده ، و عبارتى از قبيل « يعيد صلاته » به كار رفته است ، كه شاهد بر اطلاق لفظ صلاة است بر فاقد جزء يا شرط ، و چنانچه به كار گيرى لفظ « صلاة » در واجدأ جزاء و شرايط داّل بر وضع للصحيح باشد ، به كار گيرى آن در فاقد بايد دال بر وضع للاعم باشد .
* دليل چهارم :
سيرهء عقلا از مخترعين و پديدآورندگان اين است كه در مقام تسميهء لفظ جديد براى معناى جديد ، معناى تام الأجزاء و الشرايط - و به تعبيرى ديگر : معناى صحيح - را در نظر مىگيرند و لفظ را براى آن معناى صحيح وضع مىكنند . و از آنجا كه شارع مقدس در امور عقلايى به همان شيوه و روش عقلايى رفتار مىكند ، بنابر اين ، در وضع اسماء عبادات نيز شارع همين شيوه را در پيش گرفته و الفاظ عبادات را براى معناى صحيح وضع كرده است .
* چند اشكال :
بر اين استدلال چند اشكال وارد است :
* اشكالاوّل : اينكه اين استدلال مبتنى بر جديد بودن و مخترع بودن معانى اين الفاظ است ؛ در حالى كه در محل خود توضيح داديم هيچگونه دليلى بر اين مطلب وجود ندارد .
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص٣٧٢