تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
وجودى آن از قبيل صحت و فساد و آثار مطلوبه‌اى كه ارتكاز عقلايى بر آن دلالت دارد و يا به‌وسيلهء بيان شارع معلوم مىشود . بنابر اين ، اگر لوازم ماهيت را در نظر نگيريم آثارى مثل صحّت و فساد و يا آنچه در حكم آن است مثل : ناهويت عن الفحشاء با دو واسطه ( يعنى : وجود و ماهّيت ) به ذهن متبادر مىشوند ؛ در حالى كه اگر صحّت قيد معنا باشد ، بايد همان اوّلين وهله به ذهن آيد ، نه با دو واسطه يا حتّى يك واسطه . و با توجّه به اينكه قيد صحّت چنين است ، پس تبادر صحّت ، صحّت ندارد . اشكال حضرت امام ، حاصلش اين است : صحّت و فساد از لواحق و توابع متأخّرهء معناى ذات « صلاة » است كه بر وجود صلاهء مترتّب مىشود و وجود صلاهء ، خود متأخّر از ماهيت صلاهء است . بنابر اين وصف صحت در ظرف تبادر معناى ماهيت « صلاة » نمىتواند همرديف موصوف و موضوع خود باشد ، پس نمىتوان ادّعا كرد همان‌گونه كه ذات مسمّا متبادر است ، صحّت نيز در همان ظرف تبادر ، انسباق به ذهن پيدا مىكنند . لكن اين اشكال نمىتواند بر محقّق آخوند وارد باشد ؛ زيرا تأخّر رتبى و عقلى يك مفهوم از مفهوم ديگر منافات با انسباق ذهنى در عرض واحد ندارد . زيرا اين تأخر رتبى بوسيله تحليل معنا بدست مىآيد . بنابر اين ، به رغم تأخّر رتبى و عقلى مفهوم صحّت به يك مرتبه يا دو مرتبه مىتوان تبادر آن را از لفظ صلاهء ادعا نمود . * اشكال شهيد صدر : اشكال ديگرى بر ادّعاى تبادر ، از سوى استاد شهيد صدر شده است كه حاصلش اين است : اين تبادر ( يعنى تبادر صحّت ) ، مستند به حاق لفظ عبادت نيست ؛ بلكه مستند به قرينه عامّه‌اى است كه حال مكلّف متشرّع است ؛ زيرا براى مكلّف متشرّع آنچه مهم است صلاتى است كه مبرئ الذمه باشد و آن صلاهء صحيحه است « 1 » . اشكال استاد شهيد را بايد بدين شكل تكميل كرد كه با توجه به وجود اين قرينه حاليهء عامه ، استناد اين تبادر به حاق لفظ محرز نيست . و در تقريبى ادق در دفع تبادر صحيح مىتوان چنين گفت : براى اينكه معلوم شود كه قيد صحّت در معناى متبادر دخالت دارد ، بايد چنين امتحان كرد كه لفظ « صلاة » را مثلًا در
هامش
( 1 ) . بحوث فى علم الأصول 209 : 1 . .
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 370 | الشيخ محسن الأراكي