نوع سوم : دلالت استعمالى تصوّرى با منشأيت عرف خاص :
عُرف خاص :
* مىتواند عرف اهل فنّ خاص باشد : نظير : مهندسان يا فقها يا كشاورزان يا پيشهوران يا رانندگان و امثال آن ؛
* و مىتواند عرف طبقهاى خاص يا نژادى خاص يا اهل منطقه جغرافيايى معينى باشد ، يا هر حيث و جنبهاى كه به جمعى خصوصيتى معين مىبخشد ؛
* و نيز مىتواند عرف شخص خاص يا مؤسسهاى خاص و امثال آن باشد .
تأثير عرف خاص در مدلول تصورى لفظ نيز مىتواند از همان راههايى صورت گيرد كه در تأثيرگذارى عرف عام گفتيم . يعنى : انصراف در دائرهء عرف خاص ، يا قرينهء عام در دائرهء عرف خاص ، يا كثرت استعمال منجر به وضع تعينى در دائرهء عرف خاص و افزون بر آن مىتواند از طريق وضع استعمالى تعيينى صورت گيرد .
وضع تعينى به وسيلهء عرف خاص مىتواند :
* با ترك و هجران معناى سابق آن يعنى معناى عرفى لغوى عام باشد ؛
* و مىتواند همراه با بقاى معناى سابق آن باشد ، كه نوعى « اشتراك لفظى » شكل مىگيرد .
بحث در مورد نقش عرف خاص در مدلول تصورى الفاظ گاه به نحو كبروى است و گاه به نحوه صغروى .
بحث كبروى آن همين است كه در اينجا انجام داديم كه حاصل آن - پس از مسلّميت اصل امكان تأثيرگذارى عرف خاص در مدلول تصورى و از جمله اعتبار وضع لفظ در عرف خاص براى معناى جديد - توضيحى است كه دربارهء اقسام و انواع آن بيان گرديد .
نتيجهء بحث كبروى در بارهء نقش عرف خاص در مدلول تصورى الفاظ ، ثبوت امكان تأثيرگذارى عرف شارع است در معناى الفاظ به هر يك از سه طريق ياد شده كه يكى از آنها وضع استعمالى است كه نتيجهء آن « حقيقت شرعيه » به عنوان نوعى عرف خاص است . و همانگونه كه در طى بحث ، معلوم شد ، اصل امكان حقيقت شرعيه - كه به