3 ) تحميل و تحمل مسئوليتهاى ناشى از رفتارهاى گفتارى در جوامع عقلائى بر مبناى همين زنجيرهء دلالتى صورت ميگيرد .
* مجموعه دوم : ويژگى حاكم بر كنشها و واكنشهاى همزمان در تفاهم نوشتارى :
ويژگيهائى نظير آنچه در مجموعهء اول گفتيم بر كنشها و واكنشهاى همزمان در تفاهم نوشتارى جوامع عقلائى ملاحظه مىشود كه ميتوان آنها را در چند بند ذيل ، خلاصه كرد :
1 ) نويسندگان مقاصد خود را بهوسيلهء الفاظ نوشتارى در چهار چوب دلالتهاى زنجيرهاى مذكور به مخاطبان خود ميرسانند ؛
2 ) نويسندگان ، ابزار الفاظ نوشتارى را در چهارچوب دلالتهاى زنجيرهاى مذكور در رسانندگى و تفهيم مقاصد خويش بر مخاطبان كارساز و نتيجهبخش ميدانند ، و واكنش مخاطبان را در برابر كنش نوشتارى خويش در چهارچوب قواعد دلالتى ياد شده ، قابل پيشبينى ميدانند ؛
3 ) خوانندگان آثار نوشتارى ، رسانندگى الفاظ نوشتارى نويسندگان را درقالب دلالتهاى زنجيرهاى مذكور ميپذيرند و بر همين اساس ، از الفاظ نوشتارى نويسندگان به مقاصد آنها پى برده و در همين چهارچوب واكنش مناسب نشان ميدهند .
آنچه بر اين سه ويژگى گواهى ميدهد پديدههاى نوشتارىرفتارى ذيل است :
1 ) حاكمبودن نظم بر كنشها و واكنشهاى نوشتارى در روابط اجتماعى ، و قابل پيشبينى بودن واكنشهاى رفتارى - نوشتارى ؛
2 ) متقاعد بودن آفرينندگان آثار نوشتارى به رساندن پيامها و مقاصد خويش به خوانندگان و درستى دريافت آنها ، درچهارچوب نظم زنجيرهاى دلالتها ؛
3 ) متقاعد بودن دريافتكنندگان پيامهاى نوشتارى به دريافت درست مقاصد مورد نظر آفرينندگان آثارنوشتارى ، در چهار چوب نظم دلالتها ؛
4 ) تحميل و تحمل مسئوليتها و حقوق اجتماعى ناشى از اسناد نوشتارى در چهارچوب نظم زنجيرهاى دلالتهاى مذكور .
پديدههاى نوشتارىرفتارى ياد شده ، نشانهء آن است كه در روابط تفهيم و تفاهم نوشتارى در جوامع عقلائى نظم حاكم است ، و نظم مذكور نظم دلالتهاى زنجيرهاى ( دلالتهاى تصورى و تصديقى ) به شرح و توضيح پيشين است . و اينكه در چارچوب