تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
فهم متن را - چنان كه در برخى منابع مربوط به آن تبيين شده است - ميتوان در بندهاى زير خلاصه نمود : 1 ) فهم متن ، محصول تركيب و امتزاج افق معنايى مفسر با افق معنايى متن است . بنابر اين ، دخالت ذهنيت مفسر در فهم ، نه امرى مذموم ؛ بلكه شرط وجودى حصول فهم است و واقعيتى اجتنابناپذير است كه بايد آن را پذيرفت ؛ 2 ) درك عينى متن به معناى امكان دستيابى به فهم مطابق با واقع ، امكان پذير نيست ؛ زيرا عنصر « ساپژاكتيو » - يعنى : ذهنيت و پيشداورى مفسر - شرط حصول فهم است و در هر دريافتى ، لاجرم پيشدانستههاى مفسر ، دخالت مىكند ؛ 3 ) فهم متن ، عملى بيپايان است و امكان قرائتهاى مختلف از متن ، بدون هيچ محدوديتى وجود دارد ؛ زيرا فهم متن ، امتزاج افق معنايى مفسر با متن است و بهواسطهء تغيير مفسر و افق معنايى او قابليت نامحدودى از امكان تركيب فراهم ميآيد . پس احتمال تركيبهاى بيپايان و در نتيجه ، امكان قرائتها و تفسيرهاى مختلف و بيانتها از متن ، وجود دارد ؛ 4 ) هيچگونه فهم ثابت و غيرسيالى وجود ندارد و درك نهايى و غير قابل تغييرى از متن نداريم ؛ 5 ) هدف از تفسير متن ، درك ( مراد مؤلف ) نيست ، ما با متن مواجه هستيم ؛ نه با پديد آورندهء آن ، نويسنده يكى از خوانندگان است و بر ديگر مفسران يا خوانندگان متن رجحانى ندارد . متن ، موجودى مستقل است كه با مفسر به گفتوگو مىپردازد و فهم آن ، محصول اين مكالمه است . براى مفسر اهميتى ندارد كه مؤلف و صاحب سخن ، قصد القاى چه معنا و پيامى داشته است ؛ 6 ) معيارى براى سنجش تفسير معتبر از نامعتبر وجود ندارد ؛ زيرا كه در اصل چيزى به نام تفسير معتبر نداريم . ديدگاهى كه از چنين چيزى سخن به ميان ميآورد ، هدف از آن را « درك مراد مؤلف » ميداند ؛ حال آنكه هرمنوتيك فلسفى « مفسر محور » است و هرگز دنبال درك مقصود مؤلف نيست . و به علت آنكه مفسران متن ، متنوّع و داراى افق معنايى متفاوت خواهند بود ، فهمهاى گوناگونى از متن شكل ميگيرد كه هيچكدام را نميتوان برتر يا نهايى و يا معتبر ناميد ؛ 7 ) هرمنوتيك فلسفى ، سازگارى تمامعيارى با نسبتگرايى تفسيرى دارد و ميدان وسيعى براى تفسير افراطى متن ميگشايد « 1 » . از آنچه در مباحث گذشته بيان كرديم ، معلوم شد كه بحث در رابطه با معناى كلام ، سه مرحلهء اصلى دارد : 1 ) مرحلهء دلالت تصورى ؛
هامش
( 1 ) . برگرفته از : درآمدى بر هرمنوتيك : 60 - 59 . .