معناى لفظ به مخاطب است . بنابر اين ، استعمال ارادى تفهيمى دلالت بر قصد تفهيم معناى لفظ ( يعنى : مدلول تصورى آن ) به مخاطب دارد . موضوع اين نوع استعمال ، لفظ حاكى از معناست و به همين دليل ، اين نوع استعمال ، منشأ دلالت تصديقى دوم كلام است - كه همان دلالت كلام بر قصد تفهيم است - ، و موضوع دلالت تصديقى دوم كلام - كه ناشى از استعمال ارادى تفهيمى است - لفظ موضوع بر معناى همراه با استعمال ارادى است و مقصود از معنا ، مدلول به دلالت تصورى كلام است ؛ يعنى : همان معنايى كه لفظ از آن حكايت مىكند .
* نوع چهارم از انواع استعمال - كه استعمال ارادى تفهيمى جدّى است - نيز قانون عقلايى مخصوص به خود دارد . قانون عقلايى مربوط به استعمال ارادى تفهيمى جدى از نوع قوانين اجتماعى رفتارگفتارى است و مهمترين قانون عقلايى رفتارگفتارى مربوط به اين نوع استعمال كاشفيت آن از مراد جدى يا به تعبير روشن تر مطابقت مراد تفهيمى با مراد جدى متكلم است كه در اين عبارت تبيين مىشود كه : « هر رفتار گفتارى كه به قصد تفهيم معناى لفظ انجام بگيرد دلالت بر ارادهء جدى معناى آن لفظ توسط گوينده دارد » . منشأ اين قاعدهء عقلايى ، الغاى احتمال فريب در رفتار عاقلانه است . عدم مطابقت آنچه متكلم به سامع تفهيم كرده با آنچه در واقع مراد اوست فريب مخاطب است كه با رفتار حكيمانهء عقلا سازگار نيست . بر اين اساس ، بناى عقلا بر اين است كه آنچه را متكلم به قصد تفهيم شنونده به او القا كرده است ، همان نيز مراد جدى اوست . يا به تعبيرى ديگر : بناى عقلا بر مطابقت است ميان آنچه گوينده آن را به شنونده تفهيم كرده است با آنچه واقعاً مراد و مقصود اوست . بنابر اين ، استعمال ارادى تفهيمى كلام ، دلالت بر قصد جدى معناى لفظ دارد . و بدين ترتيب : دلالت تصديقى سوم - كه موضوعش استعمال ارادى تفهيمى است و مضمونش كاشفيت مراد استعمالى از مراد جدى است - شكل ميگيرد .
هرمنوتيك فلسفى و بى ضابطگى استعمال :
از آنچه در رابطه با قانونمندى استعمال لفظ در معنا در همهء مراحل و انواع آن گفتيم ، نفى هرج و مرج و بيضابطگى در مقام استعمال كه لازمهء مسلكى است كه از آن احياناً به هرمنوتيك فلسفى فهم متن تعبير مىشود ، معلوم شد . آموزههاى اصلى هرمنوتيك فلسفى