يك از انواع سهگانه غير نوعاوّل بايد هدفدار باشد و غرضى از آن منظور باشد ؛ لكن در نوع اوّل استعمال ، وجود غرض معتبر نيست .
* در استعمال ارادى غير تفهيمى قوانين مربوط به فعل فاعل حكيم جارى است و لذا وجود غرض لازم است ؛ زيرا فاعل ، مريد و حكيم است . بنابراين ؛ بايد از استعمال غرضى داشته باشد ؛ لكن ، قوانين مربوط به رفتارهاى اجتماعى بر آن حاكم نيست . قوانين عقلايى مربوط به رفتارهاى اجتماعى روابط فيما بين انسانها را تنظيم مىكند ، و لذا موضوع آنها رفتارى است كه از انسانى نسبت به ديگرى سرزند . بنابراين ، درآنجا كه سخنى گفته شود بدون آنكه اين سخن در رابطه با كسى ديگر باشد يا كسى ديگر را مورد خطاب قرار داده باشد ( استعمال ارادى غيرتفهيمى ) طبيعتاً قوانين مربوط به اينگونه رفتارها بر آن جارى و سارى نخواهد بود .
مثلًا : حجّيت ظهور كلام گوينده از قوانين عقلايى مربوط به رفتار اجتماعى ( تخاطب ) است . آنجا كه كسى با ديگرى سخنى ميگويد و به قصد تفهيم او مطلبى را به او القا كرده و او را طرف خطاب خود قرار ميدهد ؛ عُقلا در اينجا ظهور كلام گوينده را كاشف از مراد او ميدانند و بههمين لحاظ مسئوليتهاى ناشى از ارادهء معناى كلام را متوجّه گوينده دانسته و احكام مربوط به ارادهء معناى كلام را بر آن بار ميكنند . امّا در آنجا كه قصد خطابى در كار نيست و متكلّم كلامى را بيان مىكند بدون آنكه كسى را مورد خطاب قرار دهد و بدون آنكه قصد تفهيم داشته باشد ، در اينصورت ، قوانين مربوط به رفتار اجتماعى گفتارى با مخاطب كه مهمترين آنها كاشفيت ظهور كلام متكلّم از مراد او و در نتيجه حجّيت ظهور كلام اوست ، بر چنين كلامى بار نميشود .
* نوع سوّم از انواع استعمال - كه استعمال ارادى تفهيمى است - نوعى رفتار اجتماعى محسوب مىشود كه قوانين عقلايى مخصوص به خود دارد . به همين دليل ، قوانين عقلايى مربوط به رفتار اجتماعى بر آن بار مىشود ، كه مهمترين قانون عقلايى در اين زمينه وجود غرض متناسب با رفتار است كه در اينجا با توجه به اينكه رفتار اجتماعى مورد بحث از نوع گفتار است غرض متناسب با آن تفهيم معناست . بنابر اين ، استعمال ارادى تفهيمى موضوع قانون مربوط به رفتار اجتماعى است كه در اين جمله خلاصه مىشود : « غرض از هر رفتار عاقلانهء اجتماعى غرضى است كه در عرف اجتماع عُقلا با آن رفتار تناسب دارد » ، و از آنجا كه غرض عقلا از گفتارى كه به مخاطب القا مىشود ، تفهيم
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 288
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص٢٨٨