تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
* اشكالات مطلب‌دوّم : آنچه تا كنون گفتيم ؛ مربوط به اشكالات مطلب اوّل اصحاب نظريهء تعهّد بود كه دربارهء نفى مجاز لفظى بود . امّا اشكالات مطلب دوّم كه مربوط به تفسير دلالت مجازى بر اساس تعهّد - بنابر تقدير پذيرش مجاز در لفظ - است اشكالات اين مطلب را ميتوان در چند نكته خلاصه كرد : 1 ) بطلان اصل مبناى تعهّد ، كه در گذشته به تفصيل بيان شد ؛ 2 ) اگر دلالت لفظ بر معناى مجازى با تعهّد به نحوى كه بيان شد قابل تفسير بود نيازى به علاقهء مصحّحه نداشت بلكه كافى بود متكلّم لفظ را در معناى ديگرى با قرينه بدون علاقهء مصحّحه به‌كار برد ؛ زيرا مادامى كه ملاك صحّت استعمال در معناى ديگر تعهّد است ، چنانچه واضع متعهّد شود كه لفظ را در غير ما وضع‌له بدون مناسبت نيز به‌كار برد ، بايد استعمال صحيح باشد ؛ در حالى كه وجدان شهادت مىدهد كه استعمال لفظ در غير ما وضع‌له بدون مناسبت و علاقهء مصححه - اگرچه قرينه در كار باشد - صحيح نيست . اين مطلب ، شاهد بر اين است كه تعهّد نمىتواند ملاك صحّت استعمال لفظ در معنا باشد ؛ 3 ) اگر دلالت مجازى لفظ به وضع نوعى برگردد ؛ لفظ مشترك لفظى خواهد شد نه مجاز ! غايهء الأمر : لفظ در اينجا مشترك است بين معناى خاص كه معناى حقيقى است ، و معناى عام كه معناى مجازى است « كل معنى مناسب للمعنى الحقيقى » در حالى كه برگشت مجاز به اشتراك لفظى خلاف فرض است !

* سؤال‌ششم : تبيين حقيقت مجاز بنابر نظريه قرن‌اكيد :

بنابر نظريهء قرن‌اكيد در تفسير وضع ، حقيقت مجاز چگونه تبيين مىشود ؟ استاد شهيد ( رحمه الله ) در تبيين حقيقت مجاز به اين نكته اشاره ميكنند كه در دلالت مجازى سه خصوصيت وجود دارد كه هر نظريهاى كه در تفسير و تبيين حقيقت مجاز ارائه مىشود بايد به‌نحوى باشد كه بتواند با اين سه خصويت سازگار بوده و آنها را توجيه كند : 1 ) طوليت معناى مجازى نسبت به معناى حقيقى : بدين معنا كه دلالت لفظ بر معناى مجازى متفرّع بر معناى حقيقى و برخاسته از آن است ؛ زيرا لفظى كه معناى حقيقى ندارد - يعنى : مهمل است و براى هيچ معنايى وضع نشده - معناى مجازى نيز ندارد . پس معناى مجازى ، فرع معناى حقيقى است ؛
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 263 | الشيخ محسن الأراكي