2 ) به مناسبت « سخاوت » گفته است : « مُزُن » ؛ يعنى : « ابرهاى بارشگر » ؛
3 ) به مناسبت « ملاحت و زيبايى » گفته است : « اقمار » ؛
4 ) به مناسبت « پشتوانگى » و « پناهدهندگى » گفته است : « اجبال » .
در اين بيت ، اگر « اسد » و « مُزُن » و « اقمار » و « اجبال » را مجاز در تطبيق بدانيم ؛ ذوق سليم نميپذيرد و موجب نفرت طبع خواهد شد ؛ زيرا حقيقىبودن معناى مستعملفيه و مجاز در تطبيق در اينجا بدينمعناست كه در آنِ واحد ، اين قوم شير باشند و ابر و ماه و كوه ! يعنى چهار مقولهء بعيد از هم را كه هيچ تناسبى با هم ندارند يكجا بر يكى شيئى تطبيقكردن و آن را كوه و ابر و ماه و شير دانستن ! كه بسيار مستهجن و نامطلوب است . در حالى كه اگر اين معانى را - آنچنان كه در تفسير مجاز گفتيم - آلت و وسيلهء معناى ديگر بدانيم - يعنى : « شير » را آلت و وسيلهء معناى « شجاع » و « ابر » را آلت و و سيلهء « سخاوتمند » و « ماه » را وسيله و آلت « زيبا » و « كوه » را وسيله و آلت معناى « پناهدهنده » و « پشتوانه » - معناى بسيار زيبا و متناسب با ذوق و طبعى بهوجود ميآيد و حاصل معنا چنين خواهد شد كه : قوم من ، سخاوتمندند به سخاوتمندى ابر بارشگر ، و زيبا روياند به زيبايى ماه تابشگر ، و شجاع و دليرند به دليرى شير غرشگر ، و پناهدهنده و پشتوانهاند همچون كوه پاىبرجا ؛ كه معنايى بسيار زيبا و موافق با ذوق سليم است .
بنابر نظريهء مختار در مجاز ، گفتار شاعر در اينجا مانند آن است كه بگويد اگر مىخواهى سخاوت قوم مرا ببينى ؛ به ابر بارشگر بنگر ، و اگر ميخواهى صلابت و شجاعت آنان را تماشا كنى ؛ به شير نگاه كن ، و اگر ميخواهى زيبايى آنان را مشاهده كنى ؛ ماه را تماشا كن ، و اگر ميخواهى پناهدهى و پشتوانگى آنان را بنگرى ؛ به كوه پاىبرجا بنگر . . . ابر بارشگر حاكى از معناى ريزشگرى و بخششگرى است ، و كوه حاكى از معناى استوارى و ثبات است و ماه حاكى از زيبايى است ، و شير حاكى از شجاعت و صلابت است و طبع سليم ، اجتماع اين معانى محكىعنها را در شيئى واحد نه تنها مىپذيرد كه از آن لذت نيز ميبرد ؛ به خلاف اين تصوّر كه شيئ واحد كوه باشد و ابر و در عين حال شير باشد و ماه كه با هيچ طبع سليمى سازگار نيست !
خلاصه اينكه اگر آلتبودن و حاكىبودن ماه و شير و كوه و ابر را از معانى مذكور در نظر بگيريم كه استعمال لفظ در آن معانى محكىعنها را نتيجه ميدهد - يعنى اينكه الفاظ : « ماه » و « شير » و « كوه » و « ابر » در معانى : « زيبا » و « شجاع » و « پايدار » و « بخششگر » بهكار
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص٢٦١