معناى حقيقى عبور بدهد و آن را به معناى ديگرى كه نوعى از اين دست روابط را - كه همگى روابطى ذاتى و غير وضعى هستند - با معناى حقيقى دارد برساند و يا به تعبير ديگر : اين دست روابط ، معناى حقيقى را براى انتقال حكايت لفظ به معناى مجازى آماده ميكنند .
* سؤالچهارم : تبيين دلالت مجازى بر مبناى نظريه حكايت :
بر مبناى نظريهء اعتبار حكايت در تفسير وضع ( رابطهء اعتبارى بين لفظ و معناى حقيقى ) رابطهء دلالت مجازى چگونه تبيين مىشود ؟
در پاسخ اين سؤال به تبيين نظريهء دلالت مجازى بر مبناى نظريهء اعتبار حكايت بايد پرداخت : بنابر آنچه در پاسخ پرسشهاى پيشين گفته شد نظريهء دلالت مجازى بر مبناى نظريهء مختار در وضع از چند ركن اصلى تشكيل مىشود :
1 ) وجود رابطه وضعى بين لفظ و معناى حقيقى : بر اساس اين ركن ، در جايى كه وضعى در كار نباشد ، و از پيش رابطهء دلالتى مبتنى بر وضع شكل نگرفته باشد دلالت مجازى شكل نخواهد گرفت . در آنجا كه به تبيين دلالتهاى لفظىرمزى پرداختيم اجمالًا به اين معنا اشاره كرديم كه آنجا كه دلالت لفظ بر معناى غير موضوعله بدون علاقهء مصحّحه بين آن معنا و معناى موضوعله باشد ، يا آنكه دلالت لفظ بر معناى معينى بدون وضع پيشين باشد اگر چه قرينه بهكار رود - نظير آنجا كه لفظ مهملى كه براى معنايى وضع نشده در معنايى بهكار رود و قرينهاى بر ارادهء آن معنا نصب شود - اين نوع دلالت از قبيل دلالتهاى رمزى خواهد بود و از حوزهء دلالتهاى لغوى خارج است . بنابراين ، اگر لفظى بدون رابطهء وضعى پيشين با معناى معينى ، در معنايى بهكار رود و بر آن دلالت كند چنين دلالتى از نوع دلالتهاى رمزى است و از حوزهء دلالت لغوى اعم از حقيقى يا مجازى خارج است ؛
2 ) علاقه مصحّحه استعمال مجازى : كه همان رابطهء ذاتى بين معناى حقيقى و معناى ديگر است ، كه به معناى حقيقى قوّهء حكايت از آن معناى ديگر ميبخشد و بههمين وسيله معناى حقيقى اين قوّه را پيدا مىكند كه حكايت لفظ را از خود عبور داده و به معناى مجازى برساند ؛
3 ) قرينه صارفه : كه حكايت استقلالى لفظ از معناى حقيقى را به حكايت آلى تبديل مىكند و حكايت استقلالى لفظ را به معناى مجازى منصرف مىكند .
اين سه ركن ، مقوّم دلالت مجازياند و همانگونه كه وضع در لفظ ، قوّهء قريب به فعل يا تهيؤ دلالت بر معناى حقيقى بهوجود ميآورد و سپس اين قوّه ، با استعمال ، به فعليت ميرسد ؛ اين سه ركن نيز در لفظ ، قوّهء قريب به فعل يا تهيؤ دلالت بر معناى مجازى پديد ميآورند كه در نتيجهء آن ، لفظ به محض استعمال ، بر معناى مجازى دلالت خواهد نمود . و