تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
بايد ميان معناى حقيقى و معناى مجازى پيوندى باشد ، و بايد اين پيوند آنچنان پيوندى باشد كه بتواند معناى حقيقى را پُلى جهت عبور حكايت لفظ از آن به معناى مجازى نمايد . آنچه ميتواند معناى حقيقى را پلى جهت عبور به معناى مجازى كند اين است كه رابطهء معناى حقيقى با معناى مجازى چنان رابطهاى باشد كه بتوان معناى مجازى را در معناى حقيقى ديد و يا به عبارتى ديگر : معناى حقيقى بتواند از معناى مجازى حكايت كند . مثلًا : هنگامى كه به‌معناى لفظ « جبل » يا « كوه » مىنگريم خصوصيتى در اين معنا مىيابيم كه در اثر آن ، معناى « پايدارى و ثبات » را در معناى « كوه » نهفته مىيابيم ، و در حقيقت ، معناى « كوه » را به نحوى حاكى از « ثبات و پايدارى » مىبينيم . كوه خصوصيات ديگرى نيز دارد ، مثلًا : از جنس « خاك » است و در اين جهت با « سنگ » شريك است ؛ زيرا هر دو از خاك‌اند ؛ لكن اين جهت اشتراك به‌نحوى نيست كه معناى « كوه » حاكى از « خاك » باشد تا بتوان به « سنگ » گفت : « عجب‌كوهى ! » لكن مىتوان به انسانى كه ثبات و پايدارى دارد گفت : « كوه پايدارى » ، اين بدان دليل است كه رابطهء معناى « پايدارى » با « كوه » آنچنان رابطه‌اى است كه « كوه » را حاكى از « پايدارى » مىكند ؛ لكن چنين رابطه‌اى ميان « كوه » و « خاك » وجود ندارد . اين رابطهء حكايت ميان « كوه » و خصوصيت « پايدارى و ثبات » بر مبناى ذوق عقلايى شكل مىگيرد ، يعنى اين ذوق عقلايى است كه مشخّص مىكند معناى كوه از كدام خاصّيت و خصوصيتش مىتواند حكايت كند ، و از كدام خاصّيت و خصوصيتى نمىتواند حاكى باشد ، مثلًا : « ماه كامل » ( بدر ) دو خصوصيت دارد : يكى : « زيبايى » و ديگرى : « گرد بودن » . لكن ، ذوق عقلايى ، « ماه » را حاكى از « زيبايى » مىشناسد و حاكى از معناى « گرد بودن » يا « گردى » نمىشناسد ؛ لذا مىتوان در « صورت زيبا » لفظ « ماه » يا « بدر » را به‌كار برد ؛ لكن نمىتوان در يك « صورت فاقد زيبايى » لكن « گرد » لفظ « ماه » يا « بدر » را - اگرچه مجازاً - به‌كار برد ؛ زيرا با ذوق عقلايى سازگار نيست . روابطى نظير « سبب و مسبب » ، « حال و محل » ، « تشابه » ، « تجاور » ، « تجانس » و امثال آنها ، خاصّيتى كه دارند همين است كه موجب ميشوند در عالم ذوق عقلايى در معناى حقيقى قوّهء حكايت از معناى مجازى پديد آيد و در نتيجه ، ذهن انسانى بتواند حكايت لفظ را از
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 255 | الشيخ محسن الأراكي