قاعده نهم : قاعده دلالت لفظى رمزى ( سمبليك ) :
يكى از قواعد مهمّ دلالت ناشى از وضع ، قاعدهء « دلالت لفظىرمزى » يا « سمبليك » است . دلالت رمزى ، نوعى از دلالت لفظى در مقابل دلالت لغوى است .
دلالت رمزىلفظى بر سه نوع كلّى است :
1 ) دلالت رمزىلفظىوضعى ؛
2 ) دلالت رمزى لفظى ذاتى ؛
3 ) دلالت رمزى لفظى استعمالى .
1 . دلالت رمزىلفظىوضعى :
اين نوع از دلالت رمزىلفظى با دلالت لغوى از دو جهت تشابه دارد :
1 ) دلالت رمزىلفظىوضعى - نظير دلالت لغوى - مبتنى بر رابطهء وضعى بين لفظ و معناست . بنابراين ، در دلالت رمزىوضعىلفظى ؛ همچون دلالت لغوى اعتبار حكايت لفظ از معنا - كه حقيقت وضع است - وجود دارد . مثلًا آنجا كه حرف « ج » يا «
X
» براى دلالت بر مجهول در معادلهء رياضى بهكار گرفته مىشود وضع و قرار داد و اعتبارى وجود دارد كه به موجب آن حرف « ج » يا «
X
» دلالت بر مجهول دارد ؛
2 ) در دلالت رمزى لفظى وضعى - همانند دلالت لغوى - از « دالّ لفظى » استفاده مىشود و به عبارتى ديگر : اين دو نوع دلالت در نوع « موضوع » يا در نوع « دال » با يكديگر متشابه و متماثل مىباشند .
دلالت لفظىرمزى از جهاتى نيز با دلالت لغوى متغاير است . اين جهات تغاير ، برخى كلّى و برخى جزئىاند :
1 ) از جمله جهات تغاير كلّى اين است كه وضع ، در دلالت لغوى به منظور استفادهء عمومى است و كاربرد همگانى دارد . در حالى كه در دلالت رمزى لفظى وضعى ، وضع - غالباً - بهمنظور استفادهء خاص انجام ميگيرد و كاربرد خاص دارد . مثلًا : در دلالت لغوى اگر لفظ « آب » براى دلالت بر مايع معين وضع شده است ؛ كاربرد خاصى چه از نظر افرادى كه اين واژه را بهكار مىبرند و چه از نظر غايتى كه اين لفظ در جهت آن غايت بهكار برده مىشود ؛ در آن منظور